✳️ توسعهیافتگی چین و کره جنوبی از منظر کتاب "چرا ملتها شکست میخورند"✅ توسعهیافتگی چین و کره جنوبی از منظر نظریههای دارون عجماوغلو و همکارانش، بهویژه در کتاب "چرا ملتها شکست میخورند"، میتواند به عنوان نمونههایی از تأثیر نهادهای اقتصادی و سیاسی در فرآیند توسعه مورد تحلیل قرار گیرد.
عجماوغلو و رابینسون بر این باورند که نهادهای اقتصادی فراگیر (inclusive) و غارتگر (extractive) نقشی اساسی در تعیین مسیر توسعهی ملتها ایفا میکنند. طبق این نظریه، جوامعی که نهادهای فراگیر دارند، به توزیع قدرت و ثروت به شکلی عادلانه و مشارکت عمومی در اقتصاد و سیاست میپردازند و شرایط را برای رشد پایدار اقتصادی فراهم میکنند. از سوی دیگر، نهادهای غارتگر با تمرکز قدرت و ثروت در دست عدهای خاص، مانع از مشارکت گسترده اجتماعی و در نتیجه مانع توسعه میشوند.
🔺 کره جنوبی
کره جنوبی نمونهای از جامعهای است که توانسته با گذار از نهادهای غارتگر به نهادهای فراگیر، توسعه اقتصادی و سیاسی پایداری را تجربه کند. در دهههای نخست قرن بیستم، کره جنوبی تحت حکومتهای نظامی و استبدادی قرار داشت که با نهادهای غارتگر مدیریت میشد. اما از دههی ۱۹۶۰ به بعد، به ویژه با اصلاحات سیاسی و اقتصادی پس از جنگ کره و دولت پارک چونگ هی، کره جنوبی توانست با اصلاح نهادهای اقتصادی و سیاستهای صنعتی موفق به ایجاد نهادهای فراگیر شود. دولتها سیاستهایی برای افزایش سطح تحصیلات، توسعه صنایع استراتژیک و حمایت از بخش خصوصی اتخاذ کردند که منجر به مشارکت گستردهتر مردم در اقتصاد و در نهایت رشد پایدار شد.
🔺 چین
چین اما یک مورد پیچیدهتر است. طبق نظریه عجماوغلو، رشد چین عمدتاً به دلیل نهادهای فراگیر نیست، بلکه به واسطه اصلاحات اقتصادی تحت نظارت حزب کمونیست و افزایش کنترل بر فعالیتهای اقتصادی از دههی ۱۹۷۰ به بعد رخ داده است. چین نهادهای غارتگر خود را به طور کامل تغییر نداده و هنوز هم بسیاری از نهادهای سیاسی و اقتصادی چین غارتگر باقی ماندهاند. اما برخلاف بسیاری از کشورهای با نهادهای غارتگر، چین به نوعی رشد را با ترکیبی از اصلاحات اقتصادی، کنترل دولت و تشویق سرمایهگذاری خارجی بهدست آورده است.
طبق نظر عجماوغلو، رشد اقتصادی چین در بلندمدت ممکن است پایدار نباشد، چرا که نهادهای غارتگر معمولاً در نهایت باعث بروز بحرانهای اقتصادی یا اجتماعی میشوند. در حالی که نهادهای سیاسی فراگیر که به افراد بیشتری اجازه مشارکت میدهند، در بلندمدت برای حفظ ثبات اقتصادی ضروریاند. برای مثال، فقدان دموکراسی و آزادی سیاسی در چین میتواند به مشکلاتی مانند فساد سیستماتیک و نارضایتی اجتماعی منجر شود که نهایتاً رشد اقتصادی را محدود کند.
🔺نتیجهگیری
بر اساس چارچوب نظری عجماوغلو، کره جنوبی با نهادهای فراگیر خود موفق به رشد پایدار اقتصادی شده است، در حالی که رشد چین عمدتاً بر نهادهای غارتگر اما با اصلاحات اقتصادی مشخص تکیه دارد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement