پدید آید از گفتِ یک تَن دروغ
از آن پس نگیرد برِ ما فروغ

به بیدادگربَر مرا مِهر نیست
پلنگ و جفاپیشه‌مردم یکی‌ست

پلنگی بِه از شهریاری چنین
که نه شرم دارد نه آیین نه دین

نهانی بَد و داد دادن به روی
بدان تا رسد نزدِ ما گفت‌وگوی

اگر دادگر باشدی شهریار
بمانَد به گیتی بسی پایدار

چرا باید این گنج و این روزِ رنج
روان بستن اندر سرای سپنج

📕شاهنامه
🖌فردوسی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment