سندی دیگر از اتحاد جمهوری اسلامی با جماعت چپ و چُس و تجزیه طلب.نجم الدین جباری پانکُرد شناخته شده استاد دانشگاه سنندج استان کردستان. (بدون هیچ مزاحمتی در دستگاه اداری جمهوری اسلامی در حال فعالیت است)
می گوید :
سفره هفت سین در هیچ کجای تاریخ و فرهنگ کُردی اثری از آن نیست و تحت تاثیر رسانه ها و تقلید از فارس ها است و باید از آن بپرهیزیم تا نوروز ما کردی باقی بماند .➖➖➖@PN_KFP
در این سالها مصادره چوگان و ورزش زورخانهای توسط جمهوری باکو ، کشتی پهلوانی توسط کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، معرفی نظامی گنجوی و مولانا به عنوان شاعران ترک و دانشمندانی مانند پورسینا و ذکریا رازی به عنوان دانشمندان عرب جنجالی شده است .
در این میان ،ایرانیان غالباً با سهلانگاری تاریخی، به جای صیانت از میراث خود، از گسترش جشنهای ایرانی و آیین های ملی در میان دیگران شادمان میشوند، بیآنکه درک کنند که این فرایند اغلب نه در جهت حفظ فرهنگ ایرانی، بلکه در راستای تحریف آن پیش میرود.
نمونه اخیر این پدیده را میتوان در مصادره نوروز و تبدیل آن به نوروز کردی دید.
در یک برنامه تلویزیونی ،خبرنگار اقلیم کردستان عراق در ایران با کردهای ایرانی گفتگو میکند و جالب آنکه هیچیک از این افراد خود را ایرانی نمیدانند و همگی خود را "روژهلاتی" معرفی میکنند، گویی که یک هویت مستقل از ایران دارند.
در ادامه، آنان مدعی میشوند که سیزدهبدر یک رسم کهن کردی است! حتی برای محکم کردن این ادعا، سنگپراکنی را به عنوان بخشی از آیین به آن افزودهاند!
اما تناقض در اینجاست: اگر سیزدهبدر یک آیین کردی است، چرا در عراق، سوریه و ترکیه چنین رسمی وجود ندارد؟ پاسخ روشن است: این سنت، بخشی از فرهنگ مشترک ایرانیان بوده که کردها – همانگونه که با سایر عناصر فرهنگی ایرانی چنین کردهاند – آن را مصادره کرده و به تدریج فلسفهای تازه برای آن خواهند ساخت.
این روند مسبوق به سابقه است. نگاهی به نحوه برخورد ناسیونالیسم کردی با نوروز، چهارشنبه سوری ، شب چله و... نشان میدهد که چگونه یک آیین ملی به ابزاری برای اهداف تجزیهطلبانه بدل شده است. آنان نهتنها نوروز را از هویت ایرانی جدا کردهاند، بلکه حتی برای مشروعیتبخشی به این جداسازی، گاهشماری جدیدی با نامهایی ساختگی ابداع کردهاند. حال باید پرسید: اگر چنین رویکردی دربارهی نوروز اتخاذ شده، چه تضمینی وجود دارد که سایر آیینهای ملی ایرانی همچون چهارشنبهسوری، جشن سده یا سیزدهبدر نیز در آینده به سرنوشتی مشابه دچار نشوند؟
مسئله نگرانکننده اما واکنش ایرانیان است. همانگونه که بارها دیده شده، ایرانیان نهتنها در برابر این مصادرههای فرهنگی سکوت میکنند، بلکه با سادهدلی از برگزاری این جشنها در میان کردها خرسند میشوند، غافل از آنکه این روند در نهایت علیه هویت ملی خودشان به کار گرفته خواهد شد.
تا زمانی که ایرانیان به جای حفاظت آگاهانه از میراث فرهنگیشان، به سادهدلی تاریخی خود ادامه دهند، نهتنها آیینهایشان یکی پس از دیگری مصادره خواهد شد، بلکه در نهایت، همانها را از خودشان دریغ خواهند کرد.