This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" پدر از مغازه خارج شد و رفت نشست پشت فرمان. شتر را گذاشتند پشت سر پدر و دختر. ماشين خواست حركت كند كه من خودم را خلاص كردم و دويدم به طرف ماشين. دو دستی ماشين را چسبيدم و فرياد زدم: شتر من را كجا مي بريد؟ من شترم را می‌خواهم
فكر می‌كنم كسی صدايم را نشنيد. انگار لال شده بودم و صدايی از گلويم در نمی‌آمد و فقط خيال می‌كردم كه فرياد می‌زنم. ماشين حركت كرد و كسی من را از پشت گرفت

۲۴ ساعت در خواب و بیداری(۱۳۴۷)
#صمد_بهرنگی

از تاریخ انتشار این داستانِ کوتاه در۵۴ سال پیش تا امروز، کودکانِ تهیدست کماکان پشت ویترین فروشگاه‌ها در پی کودکی از دست‌رفته‌شان می‌گردند

اگر انقلاب به تغییر بنیادین در تمامیِ مناسبات اجتماعی حاکم نینجامد، ۵۴ سال بعد از این هم داستان "۲۴ساعت در خواب و بیداری" قصه‌ی روز خواهد بود. انقلاب درهم شکستنِ ساز و کارهای بازتوليد‌کننده‌ی انباشت ثروت در دست یک اقلیت کوچک و انباشت فلاکت در دست‌های خالی اکثریتِ جامعه یعنی طبقه‌ی کارگر است
با "جابه‌جایی کنترل‌شده" و اپوزیسیون‌‌سازی از خارج کشور، مناسبات حاکم سانتی‌متری جابه‌جا نخواهد شد، فقط ردایِ حاکمان تغییر می‌‌کند

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment