This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اتاق بازجویی به شهناز اکملی گفته بودند "تصور كن اصلا پسري نداشتی، تمام شد و رفت،" خانم اکملی گفته بود ٢٦ سال زحمتش را كشيدم، برای زايمانش درد كشيدم چطور تصور كنم نبوده؟

شهناز اكملی که به یک سال حبس، دوسال ممنوع‌الخروجی، دوسال ممنوعيت عضويت در فضای مجازی محكوم شده بود این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجديدنظر در دادگاهی بدون حضور وکیل و خانم اکملی تاييد شد. پسرش را کشتند خودش را هم به حبس میبرند.

Farid Akramipour

***

این نمونه‌ای دیگر از نمایش رذالت شرّ مطلق است. بار دیگر محاکمهٔ یک بی‌گناه و ستم به یک مظلوم...
دو نمونهٔ بزرگ در یک هفته که هر کدام می‌توانست بهانهٔ یک انقلاب باشد. گروگان گرفتن یک برادر برای ساکت کردن خواهرش و مجازات یک مادر به جرم سوگواری فرزند مقتولش. فاصلهٔ ما، مردم ایران با شرافت به اندازهٔ فاصلهٔ ما با نقطهٔ توقف این شرارت‌های فزاینده و این سبعیتِ بی‌کرانه است.
با این جماعت سفّاک باید گفت اگر آزاده نیستید لااقل دین داشته باشید.

_
@ajibzad

12 comments

Show 2 more comments
دین؟ خانم علینژاد دنبال چی میگردی ؟اینا دین براشون یه ابزاره همین الان دین بشه سد راه موندنشون دین که سهله خدا هم منکر میشن
فضای مجازی انگار ارث بابای قاضیه😂خودشون را مالک زمین زمان میدونن
منوچهر
اگر مرد مسلمانى پس از این رسوایى از اندوه بمیرد، نه تنها نباید ملامتش ‍ كرد بلكه مرگ را سزاوارتر است

این کلمات آشنا بنظر نمیرسه؟ مطمئنا.دهه هاست که این نقل قول از حضرت علی گفته میشه بر روی منابر که وقتی علی مطلع شد که خلخالی از پای زن یهودی ربودن

و در اینحا از مادری با ارزشترین خلخال زندگیش که فرزندش بود، مسلمانان شعیه جانش را ربودن و نه تنها مرد مسلمانی شرم نکرد بلکه همان مادر را به سیاه چاله انداختند. اگر در جای کسی ظلمی بدتر از این سراغ دارد ما را مطلع کند
amir k
به گودِ چشم سیاهش به خونِ توی نگاهش
به آن دوماهیِ قرمز میان عمق دوچاهش
نگاه کردم وگریه امان نداد بمانم
به اوکه معنیِ دوری‌ست که انتهای صبوری‌ست
به خنده‌هاش که زوری‌ست نگاه کردمو گریه
امان نداد بمانم
امان ازآن شب وحشت   امان ازاینهمه دوری
ازاین تنفسِ در مرگ.  عذابِ زنده به گوری
به هیچ راه پس و پیش.  به دردِ بیشتر از پیش
به آن دوچشم دهاتیش.   نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
به ساق وسایش ارّه به جیغ اوتهِ درّه
به مرگ ذرّه به ذرّه نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
به روی وموی سپیدش  به اشک وتاری دیدش
به کورسوی امیدش  نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
امان ازآن شب وحشت   امان ازاینهمه دوری
ازاین تنفسِ در مرگ.  عذابِ زنده به گوری
به هیچ راه پس و پیش.  به دردِ بیشتر از پیش
به آن دوچشم دهاتیش.   نگاه کردم وگریه
امان نداد بمانم
هر کاری از دستم ساخته است رو دارم برای نابودی این حکومت جلاد انجام می دم. به امید روز آزادی
ش بیران
این میوه هنوز کال هست ... دلسردی و گله گذاری کار شما نیست ... شما باید با عزم اهنین ادامه بدید .
خدایا چه دردی و به این زن تحمیل کردن صبرش بده خدا
Shadmand
چطور ما می توانیم خود را ایرانی بدانیم در روز روشن تک تیر انداز اجنوی پیشانی فرزند مام وطن را نشانه و شهید کند و ماد ر داغ دارش را به جرم سو گواری و عشق به فرزند نازنینش به زندان بیدازند و ما ساکت بنشینیم
Shadmand
از پروردگار مهربان تقاضا و درخواست داریم هر چه زود تر ابر های تیره و تا یک و ظلمانی را از آسمان ایران پاک و مقدس نماید تا ایران کعبه اهل شود