"آرام ….آی …… مادرم آرام
بگذار تا سپیده برآید
بگذار با سپیده ببندند
پشت مرا به تیر
بگذار تا بر آید آتش
بگذار تا ستاره ی شلیک؛
دیوانه وار بگذرد از کهکشان خون
خون شعله ور شود
بگذار باغ خون
برخاک تیر باران
پرپر شود
بگذار بذر تیر
چون جنگلی بروید در آفتاب خون
فریاد گر شود،
این بذرها به خاک نمی ماند
از قلب خاک می شکفد چون برق
روی فلات می گذرد چون رعد،
خون است و
ماندگار است!"
«سعید سلطانپور»
«چشم هراختر پوینده که درخون میگشت
برق خشمی زد و بر گرده شب خنجر شد»
بیست و هفتم فروردین ۱۳۶۰ #سعید_سلطانپور عضو و هیات تحریریه کانون نویسندگان ایران، معلم، کارگردان تٱتر و شاعر مبارز و از کادرهای سازمان چریکهای فدائیخلق(اقلیت) در شب عروسیاش دستگیر شد و دو ماه بعد در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در زندان اوین تیرباران شد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing