🔎مجلسی که شیخ فضلالله نوری میخواست🔎ماشاالله آجودانی در کتاب «مشروطهی ایرانی» تصریح کرده که در جریان جنبش مشروطه، طرفداران شریعت سخت ایستادند که مجلسی که به ما وعده داده شده بود، مجلسی بود که میبایست تماما مبتنی بر شرع باشد. از جمله شیخ فضلالله نوری، روحانی و مجتهد معروف، خواهان مجلسی بود که فقط مطابق موازین شرع تصمیم بگیرد. او لایحهای نوشت که در آن از جمله آمده بود که در مجلسی که تاسیس شده باید در هیچ عصری از اعصار مواد احکامیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام نداشته باشد. شیخ فضلالله نوری خواست خود را روشن و بیابهام چنین بیان کرده بود:
«ایهالناس! من به هیچ وجه منکر مجلس شورای ملی نیستم، بلکه من مدخلیت خود را در تاسیس این اساس بیش از همه کس میدانم.... صریحا میگویم همه بشنوید و به غائبین هم برسانید که من آن مجلس شورای ملی را میخواهم که عموم مسلمانان آن را میخواهند. به این معنی که البته عموم مسلمانان مجلسی میخواهند که اساسش بر اسلامیت باشد و بر خلاف قرآن و بر خلاف شریعت محمدی ص، و بر خلاف مذهب مقدس جعفری قانونی نگذارد. من همچنین مجلسی میخواهم. پس من و عموم مسلمین بر یک رای هستیم. اختلاف میانه ما و لامذهبهاست که منکر اسلامیت و دشمن دین حنیف هستند».
➖شیخ فضلالله نوری از مخالفت با مشروطهخواهان دست برنمیداشت و محمدعلیشاه را هم به مبارزه با آنان تشویق میکرد. محمد علیشاه که از روزنامهها و از قدرت و اقتدار مجلس پیوسته در هراس بود، ناگزیر چارهی کار را در به توپ بستن مجلس و قلع و قمع مشروطهخواهان دید. شیخ فضلالله نوری در جریان این کودتا، شاه را به کشتار مردم تبریز و مشروطهخواهان تشویق میکرد و خود نیز برای مقابلهی مسلحانه آماده میشد. محمد علیشاه هم بیشتر از هر زمانی مشروعهخواه و مدافع اسلام شده بود.
عاقبت کار هم روشن است و میتوان آن را در متون تاریخی خواند. پس از مدتی تهران توسط مشروطهخواهان فتح شد و محمد علیشاه به سفارت روس پناهنده گردید و مدتی بعد شیخ فضلالله نوری و عدهای دیگر به اتهام همدستی با شاه و تشویق او به کودتا و مشارکت در عمل سرکوب مردم به دار آویخته شدند.
📗مأخذ: مشروطهی ایرانی، نوشتهی دکتر ماشاالله آجودانی، نشر اختران ، تهران ۱۳۸۶، صفحات ۳۷۳ تا ۳۸۳.
@cafe_andishe95