This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه، این پایان ماجرای ما نیست.

آهای آیندگان، اگر به اینجای تاریخ رسیدید، بدانید که شما از دل طوفان آتش و خونی سر برآورده‌اید که در آن پیر و جوان را چنان قتل‌عام کردند که قادسیه در برابرش شرمسار می‌ماند.

ما را کسی نجات نداد. ما نفس‌های به شماره افتاده روح و تنمان را بر دوش خود کشیدیم و دوام آوردیم. ما را بازماندگانی بخوانید که یک‌شبه، خون هزاران هزار هم‌وطن را با ربان‌های سربی بر تن‌هایشان نشاندند.
ما بازماندگانِ کیسه‌های سیاهِ نیمه‌بازیم؛ مردمِ آخرین آغوش، آخرین دیدار.

نه، این پایان ماجرای ما نبود. اگر به اینجا رسیدید، بگویید آنان آخرین نبرد را، آنگاه که به آخرین نفس‌های مردم آن سرزمین رسیده بود، رها نکردند. بگویید همان‌گونه که نیاکانشان ایستادند، ایستادند؛ همان‌گونه که نیاکانشان جنگیدند، حماسی جنگیدند.

از شیون مادران بگویید، از بغض‌های فروخورده‌ی پدران. از خواهرانی که یک‌شبه پیری بر چهره‌شان پنجه کشید. از فرزندانی بگویید که میان بهت و کودکی، شب‌ها با رؤیای خون‌آلود...
@flith

Comments

Be the first to add a comment