‍ ●دکتر فرهنگ هلاکویی، اقتصاددان، جامعه‌شناس و روان‌شناس سرشناس برجسته ایرانی در مورد محمّدرضاشاه پهلوی می‌گوید:

شاه ایران چند مسئله داشت. من در دفتر مرکزی برنامه‌ریزی سازمان برنامه و بودجه مسئول بودجه عادی، پول و ارز بودم و دوستی که اسم کوچکش حسین بود مسئول بودجه عمرانی بود و عزیز دیگری که اسم کوچکش جمشید بود مسئول نفت بود.

ما مجموعاً مطالبی را آماده می‌کردیم و سپس به رئیس‌مان که اسم کوچکش الکس بود و از عزیزان دانشمند آگاه ارمنی بود، می‌فرستادیم و بعد به زیر دست آقای دکتر آبادیان که رئیس دفتر مرکزی برنامه و بودجه بود، می‌رفت و سپس به قائم مقام سازمان برنامه که برای مدتی دکتر شاپور راسخ بود ارسال می‌شد و سپس به رئیس سازمان برنامه و بودجه که آقای فرمانفرمایان بودند و مدتی هم آقای سمیعی بودند فرستاده می‌شد و بعد به دفتر مرکزی بودجه ارسال می‌شد که معاون نخست‌وزیر و رییس دفتر مرکز بودجه در ایران دکتر علی هزاره بود که استاد خود من در دانشگاه تهران در دوره فوق لیسانس بودند.
بعد اینها به بانک مرکزی و وزارت دادگستری و وزارت دارایی و شورای عالی اقتصاد، شورای پول و اعتبار و... فرستاده می‌شد، یعنی مطالبی نوشته می‌شد که من خودم به شخصه دیدم و مثلاً خاطرم هست که در گزارشی شرکت داشتم که در این گزارش نوشته بودم: اعتقاد یا نظر در مورد این موضوع نشان دهنده شَم دقیق اقتصادی است. تایپیست تایپ کرده بود: پشم دقیق اقتصادی.
باورتان میشود؟ از یک مراحلی گذشت و تا قبل از اینکه این گزارش آماده بشه خوشبختانه فهمیدند و درست کردند؛ امّا من دو سه ورقه را دیدم که گزارش ها رفته بود، بعد شاه معمولاً با قلم قرمز به شکل منتقدانه خط کشیده بود و در مورد لغت یا جمله ای نوشته بود، چرا؟  یا "این مطلب درست نیست"، یا "با آن نمیخواند".

اینها چیزهایی بود که اقلاً پنج و یا شش مرکز اقتصادی و آگاه در مورد مطالب اقتصادیِ سازمان برنامه گذشته بود و هیچ کسی هم ندیده بود و شاه متوجه شده بود و من خودم به چشم خودم دیدم و تعجب می‌کردم که چطور هیچ کدام از این آدم‌ها ندیده بودند. یعنی شما با یک آدم آگاه و دانایی روبرو بودید که کشور و مردمش را دوست داشت.باید بدانید شما در خصوص محمّدرضاشاه پهلوی، با یک فرد باهوش طرف هستید؛ بدون تردید شاه مرد بسیار باهوشی بود.
از نظر عقلی، استدلالی و تجزیه تحلیل، او اساس و استدلالی داشت و تضاد و تناقض و تعارضی در او نمی‌دیدید. شاه ازین جهت فردی آگاه و تحصیل کرده بود.
او تسلط عمیقی به دو زبان انگلیسی و فرانسه داشت، او این دو زبان را به صرف ترجمه کلمه به کلمه نمی‌دانست بلکه به این دو زبان مسلط بود و به راحتی می‌توانست با کسانی که زبان مادری‌شان است صحبت کند و ارتباط برقرار کند.
تردیدی نیست که شاه در جهت آنچه که ما به عنوان دانش یا علم اقتصاد می‌دانیم و به عنوان اصول سیاست و دیپلماسی می‌شناسیم، کاملاً به آن آگاه بود و همینطور در جهت موضوعات اجتماعی هم آگاهی داشت.
شاه حساسیت زیادی روی ایران داشت و نمی‌خواست لباس سفید ایران در دنیا لکه دار شود‌.

@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment