◾تغییر جاذبه نسبت به شرایط

◾ست‌گادین ۲۲ آگوست ۲۰۲۰




همه‌ی ما در توجیه‌کردن و دلیل‌تراشی، یدِ طولایی داریم. توجیه‌کردن به ما کمک می‌کند تا جهان را مرحله‌بندی کنیم، دست به انتخاب بزنیم و بتوانیم در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

ولی نیروی جاذبه، اهمیتی نمی‌دهد که ما دیشب زیاد خوابیده‌ایم یا نه. نیروی جاذبه کارش را انجام می‌دهد. (و اگر تعادل نداشته باشیم، ما را زمین می‌زند. م)

خیابان، اهمیتی نمی‌دهد که شما همیشه موقع دوچرخه‌سواری کلاه ایمنی به سر می‌گذاشتید، به استثنای همین یک‌بار که در حال ضبط ویدیو هستید.

سرطان پوستیِ ملانوم، اهمیتی نمی‌دهد که شما همیشه کرم ضد آفتاب می‌زدید، به استثنای آن روز که سرتان به شدت شلوغ بود و نتوانستید به خانه برگردید تا کرم بزنید.

نیروهای بیرونی، اهمیتی به شرایط ما نمی‌دهند، چون آنها آگاه، هوشیار و دارای حافظه نیستند. آنها همانی هستند که هستند.

قوانین نیوتون، اهمیتی نمی‌دهند که شما واقعاً حواستان پرت بوده که کمربند ایمنی‌تان را نبسته‌اید.

ویروسی که دوست‌تان را مبتلا می‌کند، اهمیتی نمی‌دهد که چرا آن شخصی که در دفتر ایستاده، تصمیم گرفته که ماسک به صورت نداشته باشد.

مردم در داستان‌پردازی خیلی خوب هستند. این ذاتِ تکنولوژی ماست. ولی هر چیز دیگری که در جهان است، هیچ اهمیتی به داستان‌های ذهنی مردم نمی‌دهند.




⁦☘️⁩ مصطفی منبری ۲ شهریور ۱۳۹۹

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖⁦✂️⁩

1 comment

بنظرم این پست یکی از مهمترین نوشته‌های ست‌گادین می‌تونه باشه که به سادگی و شیوایی هرچه تمام‌تر خطای شناختی مهمی رو به ما گوشزد می‌کنه.
.
.
احساسات همیشه در کمین‌اند تا افسار کارها رو بدست بگیرند. نتایج کارها رو برای ما تعبیر و توجیه کنند و ما رو به سمت تصمیم‌گیری‌های هیجانیِ بیشتر سوق بدند.
.
.
لازم نیست به کسی توصیه کنیم که با قلب‌ات تصمیم بگیر! چون اغلب افراد، خواهی‌نخواهی با قلب‌شون تصمیم می‌گیرند. یعنی ما همه، بازیچه‌ی دست احساسات‌مون هستیم. بعداً نوبت توجیه و داستان‌پردازی برای همون تصمیم آنی فرا می‌رسه.