هرگاه از من میپرسند بوف کور چه معنایی دارد و نظرم دربارهٔ آن چیست، میگویم معنی کلمات و جملات روشن است اما کل متن نهایتاً مفهوم و دلالت خاصی ندارد و نظری ندارم؛ برای درک تجربهٔ نثر راهگشایش حتماً یک بار بخوانید و اگر به پیشرفت در حرفهاینوشتن علاقه دارید بیش از یک بار. .... آنچه کارنامهٔ هدایت را مشکوکتر و تیرهتر جلوه میداد بوف کور بود که دهههاست علاقهمندانش را گرفتار کرده و سر کار گذاشته. گذشته از آثار متقدمین و مفاخر ملی، دربارهٔ کمتر متن معاصری این همه تعبیر و تفسیر و حاشیه نوشتهاند بدون اینکه سرانجام قدری برای جماعت روشن شود خب حالا که چی. ....
به «سفرنامهٔ اصفهان»، فضای شوخوشنگ وغوغ ساهاب و روحیهٔ طبیعتدوستانهٔ «سگ ولگرد» کم توجه میکردند، و حتی کمتر از آن به تفاوت از زمین تا آسمان بین از قطار پیاده شدن مردی خونسرد پس از نیمقرن زندگی و تولید حجمی قابل توجه متن سطح بالا، و خودکشی پسر نوجوان سرشار از آدْرِنالین و تستوسترون و ناکام در عشق دختر همسایه، که زمانی صفحات مجلههای عامهپسند را پُر میکرد
.... به نظر من بیش از آنکه ناامید و افسرده باشد به خودفریبی پرسوناژهایش برای آمرزیده، خوشبخت، موفق یا کامیاب شدن پوزخند میزد. به فردی که تمام وقتش را صرف خواندن و نوشتن مطالب مورد علاقهاش میکند مشکل بتوان ناامید یا افسرده گفت.
.... تصادفی به نظر نمیرسد. بهترینهایمان هم چه بسا به طرزی غمانگیز ایرانیاند و رند و، حسب اقتضای موقعیت، اهل سیاهبازی. بدترین متن تمام زندگی اوست، خاصه از مردی ۴۳ ساله و قدری عبوس اما آمادهٔ ریشخند دیگران. اگر دستنوشتههایی که گفته میشود سوزاند از همین قماش بود جای تأسف ندارد ...