🔴 پیامهای شما
💠 وقتی در خوابگاه دانشجویی وسیله ای گم میشد به بچه ها تک تک میگفتیم؛ رفیق تو جزوه منو برداشتی، خوب ۳ حالت بیشتر نداشت، یا صادقانه میگفت آره و برمیگردوندش یا با لبخندی صادقانه میگفت"نه، مگه گمش کردی؟" و یا در حالت سوم جبهه میگرفت و با چشمانی لرزان و حالتی عصبی میگفت؛نخیر، مگه من دزدم، که اتفاقا ۹۰ درصد تو حالت سوم در آینده متوجه میشدیم کار خودِ طرفی بوده که عصبانی شده. خوب اگه وسایل شخصی و ناموسی بود که طرف گناهکار، بیشتر انکار میکرد و بیشتر پرخاشگری میکرد...
یا وقتی به رفیقی که شیاد و چترباز نیست میگی کلاهبردار؛ میخنده، ولی اگه رفیقی، کارش دلالی و کاسبی باشه خیلی ناراحت میشه و تلخی میکنه. خوب اینها همه رو گفتم تا به این مثل برسم که "حقیقت تلخه" یا به عبارتی"حرف حق تلخه". آره دیگه، بگذریم....شارلی ابدو یک مجله ای است که حقایق رو با زبان طنز بیان میکنه،و در مورد اکثر پیامبران و برو بچه نوح و ابراهیم کاریکاتور داده بیرون، هیچکدوم از پیروان ابراهیمی ناراحت نشدند به جز دینِ ته تغاریِ یعنی محمد. خیلی پرخاشها و قتلها کردند، البته ربطش به مثل بالا با شما دیگه. یک جوری ربطش بدید.
💠 آدمها چطور وحشی و ظالم میشوند؟! در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت: او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شئی بیحرکت و بدون هر گونه واکنش خواهد بود. در این مدت شرکتکنندگان اجازه داشتند هر کاری که میخواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیلهای هم که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود، استفاده نمایند. این اجرا «ریتم ِ صفر» نام داشت. روی میز یادداشت زیر به چشم میخورد :
- راهکار : ۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید میتوانید آنها را روی من به کار ببرید .
- تعهد : من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک اُبژه خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عُهده میگیرم. - شش ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح است.
روی میز هم ادوات لذت بود (پَر ، دستمالهای ابریشمی، گُل، آب و ...) و هم ابزار شکنجه (چاقو، تیغ، زنجیر، سیم و ...) و حتی یک اسلحهی پُر!
در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گُلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد ... کمی بعد او را بلند کردند و جایش را تغییر دادند! کمکم زنجیرها را به کار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمیدهد، رفتارها حالت تهاجمیتر گرفت!
منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این اجرا شرکت کرده بود، به خاطر میآورد که چگونه رفتار مردم رفتهرفته، خشن و خشنتر شد: «اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد. ... دیگری به نقاط خصوصی بدنش دست زد. ...»
مردی جلو آمد و با تیغ ریشتراشی که برداشته بود، گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. یک نفر اسلحه را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد. یک نفر دیگر آمد اسلحه را گرفت و از پنجره به بیرون پَرت کرد.
با این اجرا ، آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اِعمال میکنند!
بعداز پایان ۶ ساعت ، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. همهٔ آنها از نگاه کردن به صورت او اجتناب میکردند ! بازدید کنندگان هم آن قدر عادی رفتار میکردند که انگار اصلا از خشونتی که دقایقی پیش به خرج داده بودند و این که چگونه از آزار او لذت برده بودند، چیزی در خاطرشان نمانده است!
این اثر ، نکتهای دهشتناک را در بارهی ماهیت بشر آشکار میکند؛ به ما نشان میدهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی میتواند به همنوع خود آسیب برساند، به چه سادگی میشود از شخصی که از خود دفاع نمیکند یا نمیجنگد، بهرهکشی کرد ، و این که اگر بسترش فراهم باشد، اکثریت افراد بهظاهر «نُرمال» جامعه میتوانند در چشم برهمزدنی به موجودی حقیقتا وحشی و خشن تبدیل شوند!
مارینا بعدها اعلام کرد وقتی که شب به هتل خود برگشته بود، دید که یک دسته از موهایش در عرض این چند ساعت سفید شده است. خودداری و عدم واکنش او چنین هزینهای به او تحمیل کرده بود.
مارينا آبراموويچ و اجرای ريتم صفر به ما ياد میدهد كه وقتی منفعل باشيم هم خودمان نابود میشويم و هم بخش نابودگر و آزارگر ديگران را بيدار میكنیم.
وقتی منفعل باشیم، آدمها وحشی میشوند، زورگو میشوند، اخلاق و شأن انسانی ما را ديگر چندان محترم نمیشمارند، و امیال و عُقدههای درونیشان مجال ِ ابراز پیدا کرده ، خودنمایی میکنند!
شاید به صورت خلاصه بتوان گفت که این آزمایش بهسادگی و روشنی، ثابت کرد که این مظلوم است که ظالم را میسازد !
در مقابل ظلم ساکت نباشیم وگرنه .
@SepehrAzadi