حقوق اهل سنت وحادثه ی مسجد جامع اهل سنت مشهد در روز غدیر
جلال جلالیزاده
ایرانیان در طول تاریخ با هر فکر و مسلکی مردمانی فرهیخته و اهل تسامح و مدارا بودهاند و این موضوع بارها ثابت شده است و در ادبیات فارسی و دیوان شاعران بزرگی مانند حافظ, مولانا و سعدی به وفور چنین مطالبی مشاهده می شود. البته موضعگیری قاطبه ی ملت با عده ای نا آگاه از وضعیت زمانه و یا عدهای که از طریق دین و مذهب سوداگری می کنند فرق می کند. علاوه برآن آموزه های دینی و سیرهی رهبران دین نشانده ی سعه ی صدر و مدارا با مخالفان و دگراندیشان بوده است . زیرا دین و اعتقاد با زور و اجبار سازگار نیست و یا دینی که از طریق تطمیع و تهدید بر جامعه تحمیل شود آخر و عاقبت خوبی ندارد و منجر به نفاق می شود و این مقوله با ادعای اسلام تناسبی ندارد. هیچ اندیشه ای با سرکوب وخشونت ازبین نمی رود زیرا مقابله با افکار واندیشه ها مانند بستن مسیر آب رودخانه است که به ناچار از جای دیگری سر باز خواهد کرد واین ربطی به حق یا باطل بودن فکر ندارد چون هر فکر وعقیده ای بر ای خود مسیر و بستری دارد که به سبب عوامل مختلف پیش آمده است .مبارزه با فکر و اندیشه در هیچ دورانی ره به جایی نبرده است, بسیاری از افکار و اندیشه ها در طول تاریخ اعم از دینی و غیردینی با سرکوب مواجه شده اند اما ازبین نرفتهاند و به فرقههای مرموز و زیرزمینی تبدیل شدهاند و خسارت های زیادی را بار آوردهاند تجربه نشان داده نباید راه را بر افکار و مذاهب بست بویژه در جهانی که زندگی می کنیم و ملتها به رشد و توسعه ی بسیار زیادی نسبت به گذشته رسیدهاند. سختگیری و فشار لطمات زیادی به همبستگی و توسعه می رساند و موجب می شود یا عده ای راه بی تفاوتی را در پیش بگیرند و یا مجبور به مهاجرت شوند و یا عدهای راه خشونت را برگزینند که محروم کردن اهل سنت در مشارکت در سازندگی واداره ی کشور خسارت های زیادی به بارآورده است. امروز با گذشته متفاوت است .با وجود این همه رسانهها و فضای مجازی هیچ راهی برای تحمیل عقیده نمانده است .و چه جاهلانه و احمقانه است تصور شود که از طریق قدرت و ثروت و یا تطمیع وتهدید می توان پبروان مذهبی را از عمل به ان مذهب بازداشت. علوم مختلف روان شناسی ومعرفت شناسی ثابت نموده که یکدست نمودن مردم از لحاظ فکری وایدولوژی واعتقادی ممکن نیست .نه عربستان توانسته اسماعیلیه و شیعه را ازبین ببرد و نه ایران توانسته اهل سنت و بهایی را . سخت گیری وتعصب خامی است تاجنینی کار خون آشامی است آنکه گوید جمله حقند زاحمقی است آن که گوید جمله باطل او شقی است امروز بهترین شیوه ی زندگی برای اهالی یک کشور همزیستی مسالمت آمیز وبراساس عقلانیت وخرد جمعی است .فلسفه ی دولت مدرن در جامعه ی مدنی تحمل همه ی افکار وعقاید است,یعنی همه ی شهروندان با آزادی ورفاه ومساوات زندگی کنند وهر گروهی از امنیت لازم درابعاد مختلف برخوردار باشند .قلع وقمع افکار در جهان امروز از پیش شکست خورده است ونباید به دنبال پندار وتوهمات ذهنی غلبه ی فکری بود .زیرا بشر هرگز از فکر یکسانی برخوردار نبوده ویکسان سازی فکری مانند یکسان سازی نژادی می ماند ومحکوم به شکست است وباید به جای غوغاسالاری تضارب افکار واندیشه هارا ترویج نمود ودریچه های معرفت را گشود واندیشه را با اندیشه پاسخ داد درغیر این صورت با عوارض فاجعه آمیزی مواجه خواهیم شد. زیرا هرگونه ممنوعیتی موجب روی آوردن دیگران به آن فکرواندیشه خواهد شد . متاسفانه آثار وشواهدی وجود دارد که برخی از مسئولین چه در لباس روحانیت ویا غیر روحانیت در مناطق اهل سنت با عملکرد خود چنان نشان داده اند که می توانند تغییراتی در مذهب هموطنان اهل سنت ایجاد کنند ویا نلاشی در ترویج اهل تشیع داشته باشند .اهل سنت با این رفتارها حذف نمی شوند بلکه موجب می شود که احساسات وعواطف به طرف آنان جلب شود . انتظار می رود مسئولین عالی مقام تذکرات لازم را به قانون شکنان وتضییع کنندگان حقوق مردم بدهند وهنوز که هنوز است اثری از پاسخ نامه ی دفتر مقام رهبری به مولانا عبدالحمید در جامعه ی اهل سنت دیده نمی شود.