«ما» تنها پناهگاه در فصلِ خشم: درسی که اشتاین‌بک به ما می‌دهد

«حالا می‌فهمم که یک آدم، به تنهایی هیچ فایده‌ای ندارد... کیسی فهمیده بود آدم روحِ جداگانه‌ای ندارد و همه ما تکه‌ای از یک روح بزرگ هستیم… من همه‌جا خواهم بود، مامان. هر جا که نگاه کنی. هر جا که دعوایی باشد تا مردم گرسنه بتوانند غذا بخورند، من آنجام. هر جا که پلیسی دارد یک نفر را کتک می‌زند، من آنجام... و وقتی که مردم نانِ خودشان را درمی‌آورند و توی خانه‌های خودشان زندگی می‌کنند، من آنجا هم هستم.»

🔸این کلماتِ «تام جود» در پایانِ رمان «خوشه‌های خشم»، شاید دقیق‌ترین مانیفست برای روزهای سخت و خاکستریِ ما باشد. روزهایی که خشم و درد، مثل غباری سنگین بر شش‌های جامعه نشسته و هر کس در خلوتِ خود با هیولای یأس دست‌وپنج نرم می‌کند. اما جان اشتاین‌بک، هشتاد سال پیش، رازی را کشف کرد که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن محتاجیم: رازِ گذار از «من» به «ما».

🔸وقتی درد مشترک است، درمان هم در باهم بودن است. اشتاین‌بک در خوشه‌های خشم به ما نشان می‌دهد که سیستم‌های سرکوبگر (چه بانک‌های بی‌چهره‌ی رمان او و چه استبدادهای سیاسیِ دنیای ما) تمام تلاششان این است که انسان‌ها را در «من» بودنِ خودشان منجمد کنند. انسانی که تنهاست، می‌ترسد، می‌شکند و در نهایت تسلیم می‌شود. اما معجزه درست در لحظه‌ای رخ می‌دهد که این «من‌های» شکسته، در کنار هم قرار می‌گیرند. اشتاین‌بک می‌نویسد: «این آغاز است... گذار از "من" به "ما".» و البته این همان چیزی است که هیولاها از آن وحشت دارند.

🔸اما تصویری که اشتاین‌بک از این «همبستگی» ترسیم می‌کند، بسیار فراتر از شعارهای خشکِ حزبی یا قواعدِ خط‌کشی‌شده‌ی ایدئولوژیک است. این تصویر حتی سانتیمانتال نیست. او ما را فریب نمی‌دهد؛ وعده‌ی بهشتِ فوری نمی‌دهد. او حتی رمانش را با پیروزیِ سیاسی تمام نمی‌کند. اما می‌گوید در زمانه‌ای که سیلِ ویرانگر همه‌چیز را با خود می‌برد و در روزگاری که ساختارهای قدرت کمر به قتلِ امید بسته‌اند، حتی تواناییِ «باهم بودن» و «مراقبت کردن» نیز نوعی از مقاومت است.

🔸همبستگیِ مد نظر اشتاین‌بک، یک غریزه‌ی بقاست. نوعی بازگشت به ریشه‌های عاطفی که در آن، آدم‌ها به خاطرِ دردِ مشترکشان، پناهگاهِ هم می‌شوند.

🔸امروز اگر خشمگینیم و سوگوارِ، نباید بگذاریم این خشم ما را از پا درآورد. آن‌طور که اشتاین‌بک می‌گوید، این خشم‌ها مثل خوشه‌های انگور در حال رسیدن و سنگین‌ شدن‌اند. اگر تنها بمانیم، زیر این بار له می‌شویم.

🔸اما اگر «ما» شویم، جمع امن خود را بیابیم، به گفت‌وگو بنشینیم، به یکدیگر بدون قضاوت گوش دهیم و هدف را از زیر بار سرکوب خونین فراموش نکنیم، اگر به حافظه جمعی قدرت دهیم، برای آینده مدنظرمان برنامه‌ریزی کنیم و در کنار هم مسیرهایی هرچند کوچک را برای خواسته‌هامان بیاییم، می‌توانیم از این روزها راحت‌تر و پرامیدتر عبور کنیم. فراموش نکنیم که «ما» همیشه قدرتمندتر از «من» است.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment