آیتالله خمینی: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»
سؤالی است که مدتها ذهن مرا بخود مشغول کرده است. سؤالی از برادران ارزشی و طرفداران پر و پا قرص حکومت اسلامی و رهبر آن سیدعلی خامنهای؛ و سؤال این است:
شما به چه دلیل بدنبال حفظ نظام و حکومت اسلامی، به هر قیمت و هزینه، ولو به قیمت بخاک و خون کشیدن کشور و منطقه هستید؟.
1400 سال بود که حکومت اسلامی بر روی زمین تشکیل نشده بود، اسلام، مسلمانان و بهویژه روحانیون، اگر قدرت نداشتند، در عوض آبرو و احترامی نزد همهی مردم داشتند. طی این مدت، بدون وجود حکومت اسلامی، نه آسمان به زمین آمد و نه آیهای از قرآن خدا غلط شد و نه هتک حرمتی به آن.
بهقول شما؛ اسلام واقعی فقط در زمان حضرت علی اجرا شد و بهگمان شما، حکومت فعلی هم درصدد برپایی چنان حکومتی است. این درست، اما شما هرگز به این فکر کردهاید که چرا آن حضرت و جانشینانش که بقول شما، مسلمان مخلص بودند و از معصومین؛ نتوانستند آن حکومت را حفظ کنند؟ و شما که قطرهای از دریای اسلام و معصومیتِ آنها نیستید، میتوانید؟ آیا آنها راه حفظ حکومت را نمیدانستند؟
از سوی دیگر؛ در آن 5 سال حکومت ایشان، چه مزیتها و برتریهایی نصیب مسلمانان گردید که در 25 سالِ قبل از آن و در 1400 سالِ بعد از آن، از آن محروم بودند؟
نگاهی به عملکرد 40 ساله حکومت اسلامی و تفاوت وضعیت مردم و جامعه در قبل و پس از انقلاب، انسان را به این نتیجه میرساند که شما نه تنها از پس ادارهی حکومت بر نیامده و نمیآیید، بلکه با ادامهی این روش بیشتر از پیش موجب منزوی شدن اسلام و هتک حرمت آن میشوید؛ و بیش از پیش این گفتهی علامه طباطبایی که «این انقلاب تنها یک شهید داشت و آن اسلام بود.» را به اثبات میرسانید.
آیا زمان آن نرسیده است که دست از اجبار مردم به دینداری برداشته و انتخاب دین را، بعنوان «راه و روش زندگی سعادتمندانه در دنیا و آخرت» به خود آنان واگذاریم؟ (لا اِکراهَ فِیالدین)
آیا زمان آن نرسیده که بدانیم؛ دین و اعتقادات و باورها، موضوعی شخصی است و دیگران مجبور به احترام به باورها و اعتقادات شما نیستند؟ وانگهی؛ شما که به اعتقاداتِ همکیش خود و سایر مسلمانان (از جمله اهل تسنن) احترام نمیگذاری، چگونه انتظار داری دیگران به اعتقادات شما احترام بگذارند؟
ملانِقی - دیماه 1398