This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهد آمد...

روزی که روز ماست
تو از کران این شبِ تاریک
ای راستین‌فروغ!
خواهی نمود روی
تا بگسِلد سیاهی، تا بشکند دروغ
آن روز آفتاب نویسد به نام تو
بس چامه‌های زرّین بر دشت و کوهسار
وآید نسیم شاد و سبک‌خیز
آگنده جیب و دامن از شعر و از سرود
بر هر درش سلام و درودی
کِش رخصتی دهند
تا محفلِ سُرورِ تو را آورد نثار.
و آن روز من به جهد
-تا چشمِ بد مجال نیابد-
بر گردِ بام و در
از هرچه دست‌های دعا می‌کشم حصار

گُلی بی‌رنگ، صص۶۹-۷۰
یدالله بهزاد کرمانشاهی، ۱۳۴۶/۷/۲۹


#فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment