بر آستان وفا
ایرج بسطامی
مگر می‌شود ۵ دی بیاید و به‌قول استاد شجریان از «امید آواز ایران»، زنده‌یاد استاد ایرج بسطامی یاد نکرد؟ مردی که همیشه در نهایت سادگی و فروتنی زیسته بود، درحالی‌که توان‌مندی‌اش از بسیاری کَسانِ دیگر فراتر بود. شما سوز زندگیِ ایرج بسطامی را تقریباً در تمام آثارش می‌توانید لمس کنید. صدایش جنس خاصی دارد و فارغ از این‌که به سلیقه‌ی شما خوش بیاید یا نه؛ صدایی‌ست خاص و تک. صدایی که پس‌از انقلاب دیگر شبیه آن را نداشتیم. گستره‌ی بم‌خوانی و زیرخوانی‌اش، وسیع‌تر از هر خواننده‌ی مَرد ایرانیِ دیگر است. کسی که محصول آموزش‌های زنده‌یاد استاد شجریان و پدرانگی‌های بی‌دریغِ زنده‌یاد استاد مشکاتیان بود. در آن سحرگاهِ دهشتناکِ ۵ دی ۱۳۸۲، ایرج بسطامی در خانه‌ی کاهگلیِ همسر و فرزندانِ برادرش عبدالله بسطامی، که پس‌از مرگ برادرش سرپرستیِ آنان را برعهده داشت، بود و در کم‌تر از ۱۲ ثانیه، او نیز یکی از آن ۵۰ هزار جان‌باخته‌ی این واقعه شد. آواز بسیار زیبای بالا در گوشه‌ی بیات راجع است بر سروده‌ای از سایه و با نوازندگیِ بربَت، نی، تار از آلبوم «بی کاروان کولی».
زمانه کیفر بیداد سخت خواهد داد
سزای رستم بَدروز مرگ سهراب است

@REsearchers
‌

Comments

Be the first to add a comment