در نامه بهاره هدایت از سیاست عادیسازی شرایط «وارونه» جامعه صحبت شده است و مینویسد که حکومت تلاش میکند «عادی جلوه دهد که صدها و هزاران جوان این مرز و بوم را به خاک و خون کشیده به جرم رقصیدن همچون جواد روحی و خدانور، به جرم وجدان بیدار همچون نیکا و سارینا. عادی جلوه دهد که دانشگاه را از دانشجو گرفته تا استاد قلع و قمع کرده و عادی جلوه دهد که در آستانه سالگرد مهسا خانوادههای داغدار را زیر ضرب بیامان سرکوب گرفته است.»
او از واژه «ناحقیقت» برای توصیف اتهامهای بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی استفاده میکند و مینویسد:
«ناحقیقت همکاری با دولتهای متخاصم برای فعالان محیطزیست، سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی، این دو تنی که صرف حضورشان در بند، ترجمه دردمندانهایست از وجدانهای لگدمالشده ما. ناحقیقت فعالیت تشکیلاتی برای فریبا کمالآبادی و مهوش شهریاری، اینانی که روز به روزِ گذران عمرشان در زندان معادل فرسایش وجدانهای ماست. ناحقیقت توهین به خامنهای برای سپیده قلیان، این جانِ عزیز به بند نیامدنی. ناحقیقت اشاعه فحشا برای دهها زنی که با بدنهای لگدکوب طی چند ماه اخیر به اوین آمدند، و ناحقیقتهای بیشمار برای دهها همبند و همزندانی دیگر.»
خانم هدایت که پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ هم به مدت هفت سال در زندان بود، بارها در حبس نامههایی بیپروا در انتقاد از حکومت ایران و در تحلیل وقایع سیاسی و اجتماعی ایران منتشر کرده است.
او هماکنون به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی در پی سرنگونی هواپیمای اوکراینی در سال ۹۸ حکم چهار سال و هشت ماه زندان خود را میگذراند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing