در چنین روزی در سال ۱۳۳۲ حاج محمدرضا پهلوی همراه با ثریا اسفندیاری از ایران به عراق و سپس به ایتالیا گریختبرخلافِ چرندیاتِ جاعلانِ تاریخ که مدعی هستند شاه در سال ۵۷ از ایران گریخت تا مردم را نکُشد، او در سال ۳۲ نه تنها از ایران فرار کرد، بلکه بنا بهخواستِ دولتهای خارجی، کشور را به آخوندها و اوباش سپرد تا دولت ملی محمد مصدق را سرنگون و جوانههای دموکراسی در ایران را پرپر کنند.
پادشاهی که با دستور استعمارگران، حتی اجازه نداشت جسدِ پدرِ اخراجیاش را به کشور بازگرداند و تاج و تختِ خود را از دولتیِ سرِ متفقین داشت، باید اینبار نیز اوامر را اطاعت میکرد. او با اطاعت از اربابانِ خود، هم منافعِ غارتگران را تأمین کرد، هم خود با مداخلهی بیگانگان و صحنهگردانی آیتالله کاشانی و دیگر آخوندها به همراهی لاتهای تهران به سرکردگی شعبان جعفری، تاجش را حفظ کرد و هم مسیر را برای قدرتیابیِ روزافزونِ روحانیت شیعه هموار ساخت.
او با خواستِ کارفرمایانِ خود در لندن و واشنگتن برای جلوگیری از حرکت کشور در مسیری خارج از ارتجاع و استبداد، فرار کرد تا امپریالیسم نهتنها مسیرِ تاریخ معاصر ایران بلکه مسیرِ غرب آسیا را برای همیشه تغییر دهد. تثبیتِ فکر و نهادهای دموکراتيک در ایران و عبور از ارتجاع مذهبی و استبداد سلطنتی، میتوانست تمام منطقه را متأثر کند و ضرباتِ سهمگینی بر پیکرهی استعمارگران وارد سازد؛ تمام آنچه که خط قرمزِ آمریکا و انگلیس برای خاورمیانه بود و هست.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing