▪️یافتن نمایندگی▪️ ستگادین | یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۲
چند حرکت اول بازی شطرنج، آزادی تقریبن نامحدودی به بازیکن میدهد. حرکات قانونی بیشماری وجود دارند و هیچ چیز نمیتواند انتخابهای یک بازیکن را محدود کند.
اما از آنجایی که ما به فرهنگ و سازمانهایمان قدرت دادهایم، انتخابها دیگر به این آسانی نیستند.
جری گارسیا [بعنوان رهبر گروه موسیقی] حتی اگر میخواست هم نمیتوانست به راحتی برنامهی تورهای کنسرت گروه
Grateful Dead را تغییر دهد. سازمانشان برای پرداخت دستمزد حدود ۱۰۰ نفر، باید در سفر باشد و سالنهای بزرگتر را برای اجرا در نظر بگیرد تا دم و دستگاه را به حرکت درآورد. همین امر در مورد موقعیتهای بیشمار برای کشورها، سازمانها(بزرگ و کوچک) و حتی افراد درگیر در یک سیستم، صادق است.
ممکن است مدیر دبیرستان مسئول مدرسه باشد، اما درجهی آزادی او نامحدود نیست.
یک دلیلش این است که آزادی(freedom) و نمایندگی(agency) یک چیز نیستند.
آزادیِ انتخاب، دلالت بر این دارد که پیامدهای هر انتخاب معین، خفیف است. بنظر میرسد که هدف، داشتن آزادی بدون هیچ مسئولیتی باشد.
اما در واقع، نمایندگی، با داشتن قدرت و اختیار تنها به این دلیل کار میکند که کار بسیار دشواری است و مسئولیت زیادی را به همراه دارد. صاحب کسب و کار کوچک در حال مبارزه، میتواند یک بخش را تعطیل کند، یک دارایی را بفروشد یا راه خود را از یک شریک جدا کند. این آسان نیست، احساس دردناک و سختی است، اما هنوز هم ممکن است.
سادهترین گزینه این است که تصور کنیم هیچ گزینهی دشواری نداریم.
ما اغلب چنین تصوری داریم.
.