از خوی‌گان نقدگریز تا ساختار نقدستیز: در باره‌ی نقدهای میری به فاضلی

(تقدیم به دکتر نعمت‌الله فاضلی)

حسن محدثی گیلوایی
۸ فروردین ۱۴۰۰



🔻واکنش‌هایی که بارها و بارها در پاسخ به نقادی‌‌هایم دریافت کرده‌ام، مرا در این باره که این مقاومت در برابر نقد از چه چیزی نشات می‌گیرد، به فکر و تامل فرو برده است. به‌راستی، آبشخور این فرهنگ نقدستیز چیست؟

🔻نقدهای دامنه‌دار دکتر سیدجواد میری به آثار دکتر نعمت‌الله فاضلی (که اکنون مواد یک کتاب را فراهم ساخته است) نیز با همین‌گونه مقاومت‌ها و واکنش‌ها مواجه شده و این تامل مرا بیش‌تر کرده است.

🔻چرا کسی کوشش دکتر میری را که ۱۳ کتاب هم‌کار خود را خوانده و نقد کرده، ستایش نمی‌کند و افراد متعدّدی از او به‌نحوی خواسته‌اند به نقد خود خاتمه دهد؟! آیا این پرسش‌برانگیز نیست؟!

🔻چرا به جای این‌که ایرادهای نوع نقّادی دکتر میری را آشکار سازند و بگویند، از او می‌خواهند کلّاً نقّادی را رها کند؟!

🔻مجموعه‌ی این واکنش‌های حاکی از مقاومت در برابر نقد، برای من دلالت بر این دارد که

۱) جامعه‌ی ما و فرهنگ ما ضدّ نقد است و هنوز به بلوغ نقّادی نرسیده و نقدستیز و نیز واجد ساختارهای نقدستیز است؛

۲) خوی‌گان (ethos) بسیاری از ما ایرانی‌ها نقدگریز است. خوی‌گان ما تمجیدطلب و ستایش‌خواه است. ما در این نوع از تعلیم و تربیت با نقّادی خو نمی‌گیریم بل‌که برعکس نقّاد را دشمن می‌داریم.

۳. خوی‌گان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز رابطه‌ی تقویت‌کننده‌ی متقابل دارند.


🔻میری و فاضلی هر دو از دوستان عزیز من هستند و هر دو پر کار و پرتلاش‌اند. هر دو بزرگوار به بلوغ نقّادی رسیده‌اند و هیچ‌یک از آنان واجد خوی‌گان نقدگریز نیستند. شک ندارم که دکتر فاضلی سینه‌ای فراخ دارد و شک ندارم که از نقدهای دکتر میری سود خواهد برد و آثار بعدی او از برخی معایب پیراسته‌تر خواهند بود.

🔻از قضا من نیز برخی از آثار دکتر فاضلی را جسته‌گریخته نقد کرده‌ام و دکتر فاضلی خود از من خواسته است کتاب "زندگی سراسر فهم مساله است" را نقد کنم و من نیز چنین خواهم کرد (به تاکید دکتر فاضلی عزیز کتاب را تهیه کرده و در حال مطالعه‌ی آن هستم). ممکن است روزی آثار دکتر میری را هم نقد کنم، چنان‌که قبلاً در جلسه‌ای یکی از آثار دکتر میری را نقد کرده‌ام.

🔻بنابراین، از کسانی که به این‌گونه نقّادی‌ها روی خوش نشان نمی‌دهند و به جای کمک به تداوم نقادی یا تصحیح فرآیند و روش نقّادی، از نقّاد می‌خواهند به نقد خود خاتمه دهد، توصیه می‌کنم قدری خودکاوی و خوداندیشی کنند.

🔻شاید شما واجد خوی‌گان نقدگریز هستید و نیاز به اصلاح یا حتّا درمان این خوی‌گان دارید. گمان می‌کنم قدری خوداندیشی بد نباشد.

🔻یکی از ویژه‌گی‌های کسانی که خوی‌گان نقدگریز دارند این است که در جست‌وجوی خصلتی منفی در ناقد می‌گردند یا او را به‌نحوی تخطئه‌ی اخلاقی می‌کنند. برای من این‌طور به‌نظر می‌رسد که فرد واجد خوی‌گان نقدگریز در درون خود نوعی خودسرزنش‌گری را تجربه می‌کند و این خودسرزنش‌گری را به‌نحو واکنشی به ناقد برمی‌گرداند تا ضعف اخلاقی و شخصیتی خود را به‌نحو روانی انکار و آن را در قالب ضعف اخلاقی و شخصیتی ناقد بازنمایی کند. این‌که ریشه‌ی این خودسرزنش‌گری چیست، نیازمند واکاوی و کند و کاو است و یحتمل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

🔻امیدواراَم روان‌شناسان و جامعه‌شناسان ایرانی در باره‌ی خوی‌گان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز مطالعاتی تجربی انجام دهند.

🔻باری، اگر تاکنون در نیافته‌اید که کار دانش‌پژوهی بدون نقّادی پیش نمی‌رود، لابد مشکلی دارید. بد نیست در باره‌ی خوی‌گان خود قدری اندیشه بفرمایید!

🔻آخر وقتی خودتان مادون فرهنگ نقادی هستید و در کار نقادی مشارکت نمی‌کنید و هرگز هیچ‌کسی را (جز در حد گفت‌وگوهای دوستانه و یواشکی که نمی‌توان آن را نقادی نامید) نقد نکرده‌اید، چه‌طور می‌توانید در باره‌ی کار کسی که مافوق فرهنگ نقادی قرار دارد، داوری کنید؟!

🔻کاش کسی در سطح دکتر میری عزیز یا بالاتر از او پیدا شود و آثار بنده را مورد نقد قرار دهد!

زیاده جسارت شد!

🔹پس‌نوشت:
به‌نظر می‌رسد همین خوی‌گان نقدگریز و ساختار نقدستیز در شکل‌گیری فرهنگ استبدادی نقش مهمی دارند و فرهنگ استبدادی نیز در بازتولید استبداد سیاسی نقش جدی ایفا می‌کند.



#فرهیختگان صدای فرزانگان

Comments

Be the first to add a comment