خانه‌ام آتش گرفته‌ است، آتشی جانسوز
هر طرف می‌سوزد این آتش 
پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود 
من به هر سو می‌دوم گریان 
در لهیب آتش پر دود 
وز میان خنده‌هایم تلخ 
و خروش گریه‌ام ناشاد 
از درون خسته‌ی سوزان 
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد!

خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی بی‌رحم 
هم‌چنان می‌سوزد این آتش 
نقش‌هایی را که من بستم به خون دل 
بر سر و چشم در و دیوار 
در شب رسوای بی‌ساحل 
وای بر من، سوزد و سوزد 
غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری 
در دهان گود گلدان‌ها 
روزهای سخت بیماری 
از فراز بام‌هاشان ، شاد 
دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان برلب 
بر منِ آتش به جان ناظر
در پناه این مُشَبّک شب 
من به هر سو می‌دوم گریان ازین بیداد
می‌کنم فریاد‌، ای فریاد! ای فریاد!
...

«مهدی اخوان ثالث»

#زن‌_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment