✳️در مسیر تعالی؛ مروری بر EFQM2025
✅مدل EFQM 2025 علاوه بر منطق و فلسفه کلان، دارای ابعاد مشخص و شاخص‌هایی است که به سازمان کمک می‌کند وضعیت خود را به‌صورت عینی، منسجم و قابل مقایسه بررسی کند.این ابعاد به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که میان چرایی وجود سازمان، نحوه اداره آن و نتایجی که به دست می‌آورد پیوندی روشن برقرار شود. در ادامه، ابعاد اصلی مدل و شاخص‌های کلیدی هر بُعد همراه با مثال‌های ملموس سازمانی توضیح داده می‌شوند
▪︎در EFQM 2025 سه بُعد اصلی وجود دارد که کل مدل بر آن‌ها استوار است: جهت‌دهی،اجرا و نتایج. هر یک از این ابعاد شامل حوزه‌هایی است که با شاخص‌های رفتاری، سیستمی وعملکردی سنجیده می‌شوند
▪︎در بُعد جهت‌دهی، تمرکز بر این است که سازمان چرا وجود دارد، چه مسیری را انتخاب کرده و چه نوع رهبری و فرهنگی بر آن حاکم است یکی از شاخص‌های کلیدی در این بُعد،وضوح و معناداری هدف سازمان است. سازمانی که هدف روشنی دارد می‌تواند نشان دهد تصمیم‌های راهبردی‌اش چگونه به خلق ارزش برای مشتریان،کارکنان و جامعه منجر می‌شود. برای مثال، یک شرکت تولید مواد غذایی که هدف خود را «ارتقای سلامت جامعه» تعریف کرده، در عمل محصولاتی با قند کمتر و سرمایه‌گذاری در آموزش تغذیه سالم را در اولویت قرار می‌دهد.در اینجا هدف فقط یک جمله نیست، بلکه در تصمیم‌های واقعی بازتاب دارد
▪︎شاخص مهم دیگر در این بُعد هم‌راستایی راهبرد با محیط و ذی‌نفعان استEFQM 2025 بررسی می‌کند آیا راهبرد سازمان مبتنی بر تحلیل داده،شناخت ریسک‌ها و فرصت‌ها و انتظارات ذی‌نفعان است یا خیر.به‌عنوان مثال،یک بانک که با تغییر رفتار مشتریان به سمت خدمات دیجیتال مواجه است،راهبردخود را از توسعه شعب فیزیکی به سرمایه‌گذاری در بانکداری دیجیتال، امنیت سایبری وتجربه کاربری تغییر می‌دهد.این تغییر نشان‌دهنده پویایی راهبرد و توجه به واقعیت‌های محیطی است
■در همین بُعد،رهبری و فرهنگ نیز با شاخص‌هایی مانند الگوی رفتاری رهبران، سطح اعتماد،اخلاق حرفه‌ای و امنیت روانی سنجیده می‌شود. برای نمونه، در سازمانی که فرهنگ یادگیری قوی دارد،کارکنان می‌توانند بدون ترس از تنبیه، خطاهای خود را گزارش دهند و از آن‌ها درس بگیرند. اگر مدیری پس از شکست یک پروژه، به‌جای سرزنش افراد، جلسه‌ای برای تحلیل علل و یادگیری برگزار کند، این رفتار نشانه بلوغ فرهنگی ورهبری مطابق با EFQM 2025 است
▪︎بُعد اجرا به این می‌پردازد که سازمان چگونه اهداف و راهبرد خود را به عمل تبدیل می‌کند. یکی از شاخص‌های کلیدی در این بُعد میزان و کیفیت درگیر کردن ذی‌نفعان استEFQM 2025 فقط به شناسایی ذی‌نفعان اکتفا نمی‌کند، بلکه بررسی می‌کند آیا سازمان با آن‌ها گفت‌وگوی واقعی دارد یا نه. برای مثال، یک شرکت صنعتی که پیش از اجرای پروژه توسعه کارخانه،باساکنان محلی، نهادهای محیط زیستی وکارکنان گفت‌وگو می‌کند و نگرانی‌های آن‌ها را در طراحی پروژه لحاظ می‌کند نمونه‌ای ازاجرای بالغ درگیرسازی ذی‌نفعان است
▪︎شاخص مهم دیگر در این بُعد، نحوه خلق ارزش پایدار است. سازمان باید نشان دهد چگونه ارزش اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را به‌طور هم‌زمان مدیریت می‌کند. برای مثال، یک شرکت لجستیکی که با بهینه‌سازی مسیرها و استفاده از خودروهای کم‌مصرف، هم هزینه‌های سوخت را کاهش می‌دهد،هم انتشار کربن را کم می‌کند و هم رضایت مشتری را از طریق تحویل سریع‌تر افزایش می‌دهد، نمونه‌ای از خلق ارزش چندبعدی است
▪︎در همین بُعد، مدیریت عملکرد و تحول نیز ارزیابی می‌شود. شاخص‌هایی مانند استفاده از داده‌های معتبر، وجود شاخص‌های پیش‌نگر، نوآوری و آمادگی برای تغییر مورد توجه قرار می‌گیرند برای نمونه، یک سازمان خدماتی که علاوه بر سنجش رضایت مشتری، از تحلیل داده‌ها برای پیش‌بینی ریزش مشتریان استفاده می‌کند و پیش از وقوع مشکل اقدام اصلاحی انجام می‌دهد، نشان می‌دهد مدیریت عملکردش فراتر از گزارش‌دهی گذشته‌نگر است و با روح EFQM 2025 هم‌خوانی دارد
■بُعد نتایج، پیامد واقعی جهت‌دهی و اجرا را نشان می‌دهد. در این بُعد، EFQM 2025 بین ادراک ذی‌نفعان و نتایج عینی تمایز قائل می‌شود یکی از شاخص‌های کلیدی، برداشت کارکنان از سازمان است؛ مانند میزان تعهد، اعتماد به مدیریت و احساس معنا در کار.برای مثال، اگر نتایج نظرسنجی‌ها نشان دهد کارکنان سازمان احساس می‌کنند نظراتشان شنیده می‌شود و آینده شغلی روشنی دارند،این ادراک مثبت یکی از نشانه‌های تعالی است
▪︎در کنار ادراک‌ها، نتایج عینی نیز بررسی می‌شوند؛مانند عملکرد مالی، بهره‌وری،نوآوری و تحقق اهداف راهبردی. برای نمونه، سازمانی که طی چند سال متوالی رشد پایدار سودآوری دارد،سهم بازار خود را حفظ یا افزایش داده وهم‌زمان شاخص‌های ایمنی،کیفیت و پایداری زیست‌محیطی آن بهبود یافته است، نشان می‌دهد نتایجش متوازن و پایدار است

Comments

Be the first to add a comment