مگر این مردمِ ساده چه کرده‌اند
که می‌ترسند ترانه‌های مرا
به یاد آورند
به کوچه بیایند
بگویند
بخندند
شادمانی کنند؟

هی شما یک عده از همه چیز بی‌خبر!
برای زندگی کردن
نیازی به ترساندنِ دیگران نیست.

کمی رو به آسمان
به ابر نگاه کنید
به درخت، پرنده، هوا.
گاهی بد نیست
کمی احساساتی باشیم
یا حتی خوشِ خوش
خواب‌زده، بی‌خیال.

گورِ پدرِ هر دیکتاتوری
که آشغال‌هایش را
اینجا بریزد.

بگذارید مردم
حرف‌شان را بزنند
سقوطِ باران در سایه‌های کوچه
کمالِ عیشِ رفتگرانِ نارنجی‌پوش است.
و خوب است، نترسید!
کارِ باد
زیارتِ دنیاست،
کارِ ابر
باران است گاهی.
وکارِ سایه؟
به تو چه ربطی دارد!

عجیب است
گاهی مردم از شما می‌ترسند
گاهی شما از مردم.
خُب...شب شاید
بعضی جاها تاریک باشد
مردم حق دارند با چراغ
به کوچه بیایند.

جداً...ممکن است؟
یعنی سرانجام شاید متوجه شوید
برای زندگی کردن
نیازی به ترساندنِ دیگران نیست.

«سیدعلی صالحی»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment