▪️نقطهنظرها ▪️ستگادین ۱۶ مهر ۱۴۰۱
هرچه باورها و اعمال دیگران را از فاصلهی نزدیکتری مشاهده کنیم، بیشتر متوجه میشویم که جهانبینی ما با آنها تطابق کاملی ندارد.
هرگز نداشته است. ولی حالا به چشم میآید. چیزهایی که فکر میکردیم عادیاند، چنین نبودند. هیچکس دقیقاً به باورهای من اعتقادی ندارد.
شگفتا چطور چنین چیزی امکان دارد که افرادی شبیه ما، به باورهایی که داریم اعتقادی ندارند یا کارهایی میکنند که ما هم انجامش میدهیم؟ نه تنها کسانی که نمیشناسیم بلکه حتی کسانی که بخوبی آنها را میشناسیم.
و ما چگونه باید برای غلبه بر این دستهبندیهای چشمگیر و یافتن موضوعات مشترک تلاش کنیم؟ جنگیدن برای عدالت و شأن و انجام کار درست، آنهم وقتی با مردمی در ارتباط هستیم که شاید میخواستیم آنها را از خودمان برانیم...
این پرسشگری، بسادگی کمکمان میکند تا راهی رو به جلو پیدا کنیم. فهمیدنِ اینکه مردم به آنچه ما میدانیم آگاه نیستند، به آنچه ما باور داریم باور ندارند و از همه مهمتر اینکه آنها نیز صدایی در سرشان دارند، درست مثل صدایی که در سر ماست.
.