کلمه Dedication را میتوان «تعهد عمیق و پایدار به یک هدف» ترجمه کرد؛ یعنی انسان حتی وقتی هیجان اولیه از بین رفته، نتیجه هنوز دیده نمیشود یا مسیر دشوار شده است، همچنان به انجام کارهای ضروری ادامه دهد.
فرد متعهد نمیگوید: «اگر انگیزه داشتم، کار میکنم.» میگوید: «چون این هدف برایم مهم است، امروز سهم خودم را انجام میدهم.»
کلمه Dedication با علاقه متفاوت است. علاقه شروعکننده است، اما تعهد ادامهدهنده. بسیاری از افراد به موفقیت علاقه دارند، ولی حاضر نیستند بهای آن را با تمرین منظم، اصلاح اشتباهات، تحمل شکست و صبر طولانی بپردازند.
نمونههایی از تاریخ
توماس ادیسون پس از آزمایشهای ناموفق فراوان برای ساخت لامپ عملی، شکستها را صرفاً تجربههایی میدانست که روشهای نامناسب را آشکار میکنند. اهمیت کار او فقط در استعدادش نبود؛ در توانایی ادامهدادن، ثبت نتایج و اصلاح مداوم آزمایشها بود.
ماری کوری سالها در شرایط سخت آزمایشگاهی روی مواد پرتوزا کار کرد. او نخستین زنی شد که جایزه نوبل گرفت و تنها فردی است که در دو رشته علمی متفاوت، فیزیک و شیمی، نوبل دریافت کرده است. این موفقیت حاصل کنجکاوی لحظهای نبود؛ نتیجه سالها کار دشوار و پیوسته بود.
لودویگ فان بتهوون با وجود کاهش شدید شنوایی و سپس ناشنوایی، آهنگسازی را کنار نگذاشت. برخی از مهمترین آثار او در دورهای نوشته شدند که تقریباً قادر به شنیدن نبود. تعهد او به هنر، فراتر از محدودیت جسمانیاش عمل کرد.
نلسون ماندلا ۲۷ سال زندان را تحمل کرد، اما هدف خود برای پایاندادن به آپارتاید را رها نکرد. آنچه او را ماندگار کرد، فقط مقاومت نبود؛ توانایی حفظ هدف، کنترل خشم و تبدیل رنج شخصی به یک حرکت سیاسی سازنده بود.
برای استخدام و حقوق مکفی ، باید تعهد به هدف داشته باشید