✳️مدیران روزمره - مدیران روزآمد نگاهی به الگوی مدیریتی ژاک ناصر
ما در کشورمان مدیریت را نه تنها جدی نگرفته ایم بلکه بسیار هم آن را تقلیل داده ایم. به باور من مدیریت هم علم است، هم تجربه است و هم جوهر ذاتی افراد است. از جوهر ذاتی افراد به «ویژگی فردی» یاد می کنم که دو خواهر و یا دو برادر دوقلوی مدیر را از یکدیگر متمایز می کند و یکی را هنرمند و خلاق بروز می دهد و دیگری را به روز مرگی وا می دارد. یکی را مدیری توسعه گرا و روزآمد نشان می دهد و دیگری را مدیری واپسگرا و روزمره می نمایاند. 🔸ما در کشورمان مدیریت را نه تنها جدی نگرفته ایم بلکه بسیار هم آن را تقلیل داده ایم. به باور من مدیریت هم علم است، هم تجربه است و هم جوهر ذاتی افراد است. از جوهر ذاتی افراد به «ویژگی فردی» یاد می کنم که دو خواهر و یا دو برادر دوقلوی مدیر را از یکدیگر متمایز می کند و یکی را هنرمند و خلاق بروز می دهد و دیگری را به روز مرگی وا می دارد. یکی را مدیری توسعه گرا و روزآمد نشان می دهد و دیگری را مدیری واپسگرا و روزمره می نمایاند.
🔹عادت به ادامه روال موجود، مدیران را به شدت دچار روزمرگی می کند و این چیزی است که به جز تعداد انگشت شماری از مدیران، در ۴۵ سال گذشته آن را در کشور تجربه می کنیم. حفظ وضع موجود و نه توسعه و بهبود، هدف اصلی بیشتر مدیران ما است که تجربه نشان داده است در همین موضوع حفظ وضع موجود نیز اکثر مدیران ما ناتوان بوده اند. بسیاری از مدیران ما نه تنها از تغییر می ترسند بلکه در مقابل تغییر و اصلاح و بهبود امور به وسیله مدیران میانی و زیردست خود نیز مقاومت می کنند. البته همیشه در مقابل تغییر مقاومت وجود دارد و لذا مدیرانی که روند طبیعی مدیر شدن را طی نکرده اند، ترجیح میدهند بیش از هر چیز وضعیت موجود و صندلی خود را حفظ کنند، و بههمین سبب از شنیدن صدای زیردستان و پذیرش ایدههای جدید و خلاقانه واهمه دارند. 🔹در نظر بگیرید کسی که نه به علم مدیریت مسلح است، نه تجربه آن را دارد و نه شاید جوهره ذاتی آن را و حالا می خواهد سکان سازمان و مدیریت یک مجموعه تخصصی را بدست بگیرد. دقیق داستان سعی و خطاست. بگیر و نگیر دارد. رهاکردن تیری در تاریکی است و اینگونه می خواهیم کشتی طوفان زده اقتصاد کشور را به ساحل نجات برسانیم. زهی خیال باطل. 🔸مگر می شود کشور بانک مدیران نداشته باشد؟ مگر می شود کشور برای اداره، مدیر تربیت نکرده باشد؟ مگر می شود بانک اطلاعات مدیران در هر بخشی برای چنین روزهایی آماده نباشد؟ مگر می شود بانک اطلاعاتی از مدیران خائن و خادم، شایسته و بی لیاقت، دانا و نادان، ایستا و پویا و روزمره و روزآمد نداشته باشیم که امروز به آسانی در اختیار مدیران ارشد قرارگیرد و از آنها در پست های مختلف استفاده شود تا رابطه بجای ضابطه ننشیند و فاجعه به بار نیاورد. 🔹شک ندارم که اگر نظرسنجی انجام شود، بیش از نیمی از مردم و حتی نخبگان دانشگاهی ما نظرشان این است که مدیرشدن در ایران بجای اینکه ضابطه مند باشد، فقط به نوعی ارتباط بستگی دارد و لذا اینگونه است که جوانان نخبه از اینکه به ماندن در کشور امیدوار بوده و بمانند و به حقشان برسند با ناامیدی مهاجرت می کنند. تجربه بنگاه های اقتصادی موفق جهان نشان می دهد که این بنگاه ها سال هاست در مدیریت نه تنها از بومی گزینی بلکه از ملیت گزینی عبور کرده اند. 🔸دانشگاههای بزرگ دنیا نیز به صورت کامل چنین رویکردی دارند. ساختن آینده حاصل مدیران روزآمد، آینده نگر و توسعه گراست. حاصل چنین نگرشی و رویکردی اهمیت دادن به نظریات دانشمندان و مدیران علمی و روزآمد است. مدیرانی که علاوه بر اینکه توسعه گرا هستند و توسعه پایدار، متوازن و دانش پایه حوزه های مختلف حاصل عملکرد آنهاست بلکه آینده در چنین روزهایی را نیز از سالها قبل پیش بینی کرده اند. 🔹مدیرانی در کلاس جهانی که توسعه پایدار مبتنی بر نظریات و پیش بینی آنهاست و نمونه های زیادی را می توان به عنوان شاهد ذکر کرد. درادامه در بخش خودروسازی، نمونه ای از خودروسازی های موفق و بزرگ دنیا را ذکر می کنم تا در آگاهی بخشی، فرهنگ سازی و عبور از افکار محدود مدیریت محلی به ارتقای مدیریت در سطح ملی وجهانی ما را کمک کند.
🔸یکی از این مدیران کلاس جهانی که علاوه بر مدیریت موفق، پیش بینیهای دقیق داشته است فردی است اصالتا” لبنانی که برخی حتی او را از مسیحیان بصره در عراق می دانند بنام «ژاک ناصر (Jacques Nasser)». ناصر بعدها سر از مدیریت خودروسازی در آورد و زمانی که شرکت خودروسازی فورد آمریکا به دنبال پیشی گرفتن از رقبای سرسخت خود مانند تویوتا و جنرال موتور بود، به سراغ ناصر رفت و او با حقوق چند برابر معمول در سال ۱۹۹۷ مدیرعامل اجرایی (CEO) شرکت فورد شد. ناصر به مدت ۲۰ سال در فورد فعالیت موفق داشت.