عالیجناب
گلوی من و تپانچه‌ی تو
ازخفه‌ کن می‌گریزد.

به گوش باش!
این کلمات بی‌وطن!
تنها از دهان همین شعر ممنوع
به گوش درختان بلند می‌رسد.

عالیجناب
این شعر با تپانچه‌ی تو
دستهایش را بالا نمی‌برد.
پوزه‌ی این شعر
از بهار و سپیده و گوزن و جنگل ؛
پر شده است.

حالا بیا پناه ببریم
به احتمالات آمار،
احتمال دارد این شعر
دستهای تپانچه‌ی تو را بالا ببرد.

این خط
این نشان!

«سیاوش اکبری»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment