تاریخ نگاری ایدیولوژیکی در ایران بخش ۲
اگر اولین تلاش های تاریخ نویسی با اندیشه های نو و به دور از شیوه و اسلوب پیشینیان را درگیرودار جنبش مشروطه و نوشته های میرزاآقاخان کرمانی بدانیم، باید گفت نشانه هایی از رسوخ اندیشه های چپ برذهن و زبان میرزا و دیگر همفکرانش مشاهده نمیشود. بلکه در مرکزبحث قراردادن ایران، توجه به گذشته باستانی و چاره چویی علت انحطاط فعلی آن، ، شاه کلید تاریخ نگاری وی است. این فضای فکری با اندیشه های سترگ و تاریخ نگاری آجودانی و... کسروی ادامه پیدا کرد ولی از دهه ٢٠ شمسی به بعد، ما شاهد پارادایم شیفتی درعرصه تاریخ نگاری هستیم. نسل جدیدی از تاریخ نگارانی پابه عرصه گذاشتند که اندیشه عدالت اجتماعی درسرداشتند از دید این تاریخ نگاران همه نوشته های گذشته یکسر مغلوط و آغشته به تمایلات بورژوازی بود و باید تاریخی متفاوت متناسب با فلسفه علمی، یعنی همان اندیشه های مارکس و پیروانش، نوشته میشد این تاریخ نگاران جدید، شاقولی بنام اختلاف طبقاتی و مفهومی به نام طبقه در دست داشتند و برای تحلیل هر رویداد تاریخی، آن را به محک این شاقول و مفهوم می زدندو میسنجیدند.
https://t.me/flith/13091@flith