ضحاک ماردوش

سعیدی سیرجانی

حکومت اختناق و استبداد اگر-زبانم لال-هزار و یک عیب و زیان داشته باشد،یک خاصیت هم دارد و آن تحریک طبع ستم ستیز مردم آزاده است برای مقاومت.مقاومتی با جلوه های گوناگون،از ترور دیکتاتور گرفته تا قیام ملی.اما زیباترین جلوه اش در جهان هنر است،بخصوص عالم ادبیات.
شاعر و نویسنده ی واقعی به حکم فطرت آزاده و ذوق تعالی پسندش با هر تحکم و استبداد و اختناقی سرِ دشمنی دارد،خواه این استبداد بوسیله ی قدّاره بندان بزن بهادری بر ملت تحمیل شده باشد،خواه از طرف طبقه ای از اسافل جُهّال جامعه.که هر ادیبی اعم از شاعر و نویسنده و پژوهشگر طبعا متفکر است و تفکر فضای باز میخواهدتا دور از هر تحکم و تعصبی ببالد و حاصل دهد.

ظاهرا همه رشد کیفی و عمقی ادبیات فارسی در هزار و صدسال اخیر از برکت فساد عصیان آفرین حکومتهای سرکوبگر بوده است که بالیدن هر درختی علاوه بر آب روان و آفتاب تابان به کود ناخوشبوی ناخوش منظره ای هم نیازمند است.

تعجب نکنید، حاجتی به ردیف کردن اسناد و مآخذ نیست، در ذهن خودتان مروری بفرمایید به دوره‌های ظهور نوابغ شعر و ادب فارسی و اوضاع اجتماعی روزگارشان تا ببینید طنز لطیف خیامی جز محصول سلطه‌ی جُهّال خراسان بر جان و مال خلایق می‌تواند باشد؟

نگاهی به اوضاع سیاه قرن هفتم بیندازید، تا ببینید زبان کنائی لبریز از رمز و اشاره ی مولوی غیر از عکس العمل مرد روشندل خداشناسی است در مقابل جماعت شریعت سازانی که خود را ورثه انبیا دانسته اند و نبض جامعه را با تافتن آتش سوزان جهنم در قبضه‌ی قدرت گرفته‌اند؟

اگر امیرِ آدمکشِ خشک مغزی چون مبارزالدین بر خاک طرب خیز شیراز مسلّط نمیشد غزلیات لبریز از ایهام حافظ به همین دلنشینی جاودانه بود؟
شاهنامه‌ی فردوسی هم محصول چونین روزگارانی است، محصول دوران سیاه استبداد است و اختناق تحمل ناپذیری که با دست عربان و ترکان در نیمه ی قرن چهارم بر سرزمین خراسان سایه افکنده است.

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی

Comments

Be the first to add a comment