سرنوشت دیکتاتورها، همواره در طول تاریخ مشخص بوده است و سرنوشتی جز سقوط در انتظار آنها نبوده و نیست ولی وظیفه من به عنوان یک شهروند در برابر یک دیکتاتور و نظام دیکتاتوری چیست؟
در حال حاضر و در کشور ایران با توجه به اینکه نظام دیکتاتوری (دیکتاتور مستبد دینی) حکمفرما است، منِ شهروند باید چه کنم؟
اگر به تاریخ پر فراز و نشیب سرزمین بلاخیز ایران نگاهی بیاندازید، خواهید دید که هیچ انقلابی و هیچ تغییری یک شبه به وجود نیامده است.
در واقع، خاصیت تغییر این است که به مرور زمان به وجود میآید. یک کرم را در نظر بگیرید، به مرور شروع به تنیدن پیله به دور خود میکند و به مرور به پروانه تبدیل میشود. بنابراین انتظار نداشته باشید که با یک بار یا چند بار، رای ندادن شرایط اسفبار ایران تغییر کند.
رای ندادن تنها قدم اول است، قدم اول برای ایجاد یک تغییر بزرگ(درست کردن اشتباهات چهل سال گذشته زمان بر است) رای ندهید و به پای آن بایستید تا فرآیند تغییر شروع شود...
خواهید دید که قدمهای بعدی را نیز پیدا خواهید کرد بدون هیچ ترسی(همهاش که نباید ترسید؛ راه که بیافتیم ترسمان میریزد)
.
یک مثال ساده...انسانی را فرض کنید که اضافه وزن دارد و برای کاهش آن به دکتر تغذیه مراجعه میکند و از دکتر تقاضای داروهای مختلف برای کاهش وزن میکند...دکتر در جواب به او میگوید:بیمار عزیز،دوای شما نخوردن است(رژیم غذایی گرفتن)، و بعد از آن ورزش و شروع فرایند کاهش وزن(رای ندادن_نخوردن_ندیدن_نرفتن،همه اینها فعل هستند و به انجام دادن کاری یا روی دادن حالتی اشاره دارند، قابل توجه کسانی که دستور زبان ضعیفی دارند و میگویند با رای ندادن کاری انجام نشده و فعلی صورت نگرفته!)، و در آخر درخواست من ایرانی از شما هموطنان عزیز این است که، اگر نمیتوانید درخت ظلم را نابود کنید، لااقل ریشه آن را (با رای دادن)آب یاری نکنید...با تشکر از دوستان توانا
.
-
مطلب فوق را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
شما چه نظری دارید؟ آیا با ایشان موافقید؟
#انتخابات #رای_بی_رای #انتخابات_آزاد
.
مرتبط:
زندگی نه با دروغ
http://bit.ly/1Osl7SE@Tavaana_TavaanaTech
مبارزه مدنی، مثبت ترین مبارزه بر علیه دیکتاتور هاست
رای ندادن، یک نوع دیگر این نوع مبارزه است،
و اون وقتی که ( من ) ها ( ما شدیم)
ما پیروز این مبارزه خواهیم بود