داستان شلیک به یک هواپیمای مسافربری در زمان جنگ



 خاطرات «محمد مصطفوی‌فر» است؛ افسر متخصص پدافند هوایی ایران در زمان جنگ ایران و عراق در کتاب شلیک به آسمان منتشر شده است.

چهارشنبه, 15 ژانویه 2020پیام یونسی‌پور

«محمد مصطفوی‌فر»  افسر متخصص پدافند هوایی ایران در زمان جنگ ایران و عراق  بود. او صاحب رکورد ساقط کردن بیش از ۱۰۰ هواپیمای جنگی عراق، طی هشت سال نبرد ایران و عراق است که رکوردی بی‌سابقه به حساب می‌آید.

در ارتش ایران به محمد مصطفوی‌فر، لقب نابغه عملیات شناسایی هواپیماها و موشک‌های عراقی داده بودند. مجموعه خاطراتش در کتابی ۳۹۸ صفحه‌ای به نام «شلیک به آسمان» به قلم «ابراهیم زاهدی مطلق» جمع‌آوری شده است.

در این کتاب توضیح داده شده که او چگونه از صدای موتور هواپیماها یا از روی تعداد شلیک موشک‌ها، مدل جنگنده‌های عراقی را تشخیص می‌داد.

در بخشی از کتاب خاطرات محمد مصطفوی‌فر که بیش از یک دهه پیش منتشر شده است، به خاطراتی برخورد می‌کنیم که بی‌ارتباط با حال‌وروز امروز ما نیست؛ شلیک موشک پدافند به یک هواپیمای مسافربری. او سال‌ها قبل گفته بود که دستور گرفته به‌سوی هواپیمای مسافربری شلیک کند. این داستان را تا پایان بخوانید و بعد متوجه شوید که یک شلیک پدافند هوایی تهران، چگونه می‌توانست سرنوشت یک کشور را تغییر دهد.

 

کتاب شلیک به آسمان؛ فصل سوم

۱۴مهر۱۳۵۹، تیم استادان پدافند به سایت ۴ آمده بودند. آن‌ها کارها را زیر نظر داشتند و بیشتر بررسی می‌کردند. استاد بودند و احترامشان هم بر همه واجب و تجربه‌شان هم از همه بالاتر بود. ما پرسنلی بودیم که از دزفول و بوشهر آمده بودیم، اما آن‌ها حرف اول و آخر را می‌زدند.

آن روز ما مشغول آماده کردن یک قسمت بودیم آخرین مراحل تست را می‌گذراندیم که وارد سیستم کنیم. ساعت حدود ۲ بعدازظهر بود و ما درحال انجام تست بودیم که ناگهان «تقی زاهدیان» که از استادها بود از کنار سکوی پرتاب موشک داد زد: «میگ، میگ، میگ عراقی.»

من بر اوضاع مشرف بودم و داشتم کارها را هماهنگ می‌کردم. رسول طارمی هم پشت دستگاه نشسته بود و می‌توانست شلیک کند. بقیه هم سر جای خودشان بودند و در حال تست بخش دوم. این صدا که آمد، رادار را نگاه کردم و دیدم در مرکز صفحه رادار، حدود دو یا سه کیلومتری، یک هدف در حال فرار است. به رسول طارمی خبر دادم. فهمیدم میگ عراقی است که از روی سایت در حال گذر است. بخش اول کار را رها کردم و به بخش دوم چسبیدم. افسر مسوول هاگ مادر (T.C.O) هم داشت با رادار مادر تماس می‌گرفت که بگوید هواپیما به بالای سر ما رسیده است. به رسول گفتم: «رسول. میگ عراقی را بگیر.»

برای اولین بار بود که این اتفاق افتاد؛ دیدم انگار مشکلی دارد. ناگهان گفت: «تو بنشین پشت دستگاه» هرچند خودش استاد بود و مسلط به کار، اما دیدم وقت نیست و به‌سرعت «هدست» را از طارمی گرفتم و گذاشتم روی سر خودم و جایش نشستم. رادار را چرخاندم سمت هواپیما.

هواپیما هنوز به چهار پنج کیلومتری ما نرسیده بود که صدای موتور هواپیما را گرفتم و لاک کردم. بعد گفتم: «ریزوم بده» یعنی ضامن را آزاد کن تا موشک آزاد شود. باید اینجا یادآوری کنم که موشک‌‌های آمریکایی خیلی ایمنی دارند؛ یعنی تمام مسائلی که می‌تواند ایمنی کامل را در یک درگیری، به سیستم نفرات و یک موشک بدهد، در آن‌ها رعایت شده است.

تقی زاهدیان که گوشی داشت و می‌توانست با من صحبت کند، هدف را گرفت و من هم رفتم روی هدف؛ اما نمی‌توانستیم اجازه شلیک را از رادار مادر بگیریم.

این ناهماهنگی‌ها باعث می‌شد اجازه شلیک را به ما ندهند. هواپیما حالا حدود دوازده کیلومتر جلو رفته بود و ما هنوز شلیک نکرده بودیم. در ضمن هواپیما وقتی داشت از بالای سر رادار رد می‌شد، مقدار زیادی چف (نوارهای آلمینیومی که رادار را کور می‌کند) بالای سر ما ریخت؛ اما قبل از ریختن این چف‌ها، من هواپیما را لاک کرده بودم و شرایط برای شلیک و سرنگونی فراهم بود.

میگ عراقی از طرف کرج می‌آمد. کارخانه «ایران ناسیونال» را بمباران کرده بود. یک موشک هم به هلی‌کوپترسازی زده بود و داشت فرار می‌کرد.

من روی رادار سه هواپیما داشتم. دو تا سمت کو‌ه‌های بی‌بی‌شهربانو و یک هواپیما هم سر گردنه خاوران که مسیرش را تغییر می‌داد. من لاک را حفظ کردم ولی اجازه شلیک نداشتم. همه این‌ها در شرایطی بود که هواپیماها دور می‌شدند و من لحظه‌به‌لحظه، زمان طلایی را از دست می‌دادم. زمان برای ما به‌شدت مهم بود. بچه‌ها هر چه با رادار مادر تماس می‌گرفتند و توضیح می‌دادند جوابی نمی‌گرفتند.

تا این‌که وقتی هواپیما به دوازده کیلومتری رسید، اجازه شلیک صادر شد و من موشک را شلیک کردم. هواپیما دقیقا در آخرین خط رادار من بود و موشک پرواز کرد. هواپیما برای این‌که از دید رادار دور شود در ارتفاع پشت پرواز می‌کرد. بعد از گردنه خاوران آن‌قدر ارتفاع کم کرده بود که سطح سایت هم پایین‌تر رسید.
👇👇👇

Comments

Be the first to add a comment