▪️نقدی بر یک نقد

🖊 ماردین امینی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

«نور آفتاب مثل یک آبشار به داخل سرازیر می‌شود.» جمله‌ای که بونگ جون هو کارگردان فیلم سینمایی انگل، برای توصیف فضای خانۀ خانوادۀ پارک (خانوادۀ ثروتمند فیلم) در مصاحبه با سی‌جی اینترتیمنت به کار برده است. تأکید اصلی کارگردان برای نشان‌دادن میزان ثروت و فقر نه‌فقط بر وسایل موجود در میزانسن، بلکه بر نور آفتاب و پنجره‌هاست. برای درک درست از اختلاف طبقاتی موجود در فیلم، کلید اصلی ببیننده می‌تواند نور آفتاب باشد. موضوعی که از چشم فائزه خطیب‌زاده، نگارندهٔ یادداشت «فقر بو می‌دهد»، تا حدی دور مانده است.
شبه‌پناهگاهی که برای آپارتمان‌های ساخته‌شده در دهۀ هفتاد میلادی، در سئولِ پایتخت جزئی از الزامات طراحی ساختمان بوده است و اجاره‌دادن و سکونت در آن‌ها تا سال‌ها ممنوع بود، با افزایش جمعیت این شهر در دهه‌های بعد به مأمنی برای بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد کره‌ای تبدیل شده است. فیلم با سکانسی از خانۀ خانوادۀ کیم (خانواده‌ٔ فقیر فیلم) که در یکی از این زیرزمین‌ها زندگی می‌کنند آغاز می‌شود. پنجره‌ٔ ابتدای فیلم تمام سهم خانواده‌ٔ کیم از سعادت در این خانه است. در فیلم انگل شما هرچقدر طبقۀ اجتماعی بالاتری داشته باشید، نور بیشتری دریافت می‌کنید. هرچند که این فیلم بیانگر تفاوت در طبقات اجتماعی است، اما نقدی از سرمایه‌داری به‌وضوح در آن دیده نمی‌شود.
همان‌طور که نگارنده به‌درستی در متنش اشاره می‌کند، انگل‌بودن با جست‌وجو برای استفاده از wi-fi اینترنت دیگران آغاز می‌شود. به‌خاطر سیستم فاضلاب‌کشی، کاسه توالت روی یک سکو قرار می‌گیرد تا ارتفاع بالاتری نسبت‌به کف کوچه داشته باشد؛ جایی که پنجره‌ای کوچک شانس استفاده از آنتن wi-fi همسایه را به آن‌ها می‌دهد. سعادتی به‌اندازۀ پنجره‌ای که دو فرزند خانواده کنار کاسه دستشویی برای دریافت آن می‌نشینند. برخلاف تقلیل‌دادنِ تمامِ خانه توسط نگارنده به قسمتی که پنجرۀ اصلی در آن قرار دارد و اعضای خانواده در آن به کار مشغول می‌شوند، باید گفت که این زیرزمین دارای پلان پیچیده‌تری است که از چشم بیننده دور می‌ماند. پیچیدگی‌ای که نمایانگر پیچیدگی موجود در خانوادۀ کیم است. به‌دلیل نبود آفتاب، اعضای خانواده ترجیح می‌دهند تا از فضای دارای نور طبیعی استفاده کنند. هرچند که فضای زیرزمین بسیار بزرگ هم نیست، اما تمام فضا فقط قسمت دارای پنجره نبوده و فقط برای همان فرار از بوی کهنگی و نبود آفتاب به آن پناه برده می‌شود. در قسمت‌های مختلفی از معماری این فضاها برای نشان‌دادن ضعف انگل استفاده شده است که مهم‌ترین آن هنگام بارش شدید باران و زیرآب‌رفتن زیرزمین خانوادۀ کیم است. اما حتی با این ضعف انگل‌ها خطرناک هستند.
آنگونه که نگارنده در متنش می‌گوید همه‌چیز در خانۀ کیم متفاوت نیست. این ادعا را تحلیل خواهیم کرد؛ اما ابتدا به بیان کارگردان در به‌تصویرکشیدنِ سعادت در خانۀ کیم بپردازیم. خانه‌ای مدرن با پنجره‌های گستره و آبشاری از نور که در تمام نقاط خانه حضور دارد. تمام چیزی که خانواده‌ی کیم حسرت آن را داشتند در خانۀ پارک به‌وفور دیده می‌شود. انگل داستان تمام ظرفیت‌های موجود در میزبان را مشاهده می‌کند و از آن لذت می‌برد. اوج لذت را می‌توان در استفادۀ دو فرزند خانواده مشاهده کرد. پسر خانوادهٔ کیم زیر نور آفتاب حیاط مشغول کتاب‌خواندن است و دختر خانواده در داخل وانی که در کنار پنجره‌ای بزرگ‌تر از پنجرۀ زیرزمینشان مشغول تماشای تلویزیون است. اما شباهت خانۀ کیم و خانهٔ پارک چیست؟ در داخل خانۀ پارک یک پناهگاه وجود دارد که انگل دیگری مشابه با خانوادهٔ کیم در آن زندگی می‌کند و آن همسر مستخدم قبلی خانۀ پارک است. این پناهگاه نهایت انگل‌بودن است؛ چراکه بدون هیچ پنجره و نوری انگلِ خانهٔ دیگری شده است. حتی در این جا هم کارگردان به نشان‌دادن ضعف انگل می‌پردازد: بعداز چند روز از اینکه مستخدم قبلی اخراج شده است، او برمی‌گردد تا به شوهرش که بدون غذا در پناهگاه مانده غذا برساند. بدن میزبان اما با تمام بزرگ‌بودنش برای دو انگل کافی نیست. درنهایت مبارزۀ انگل‌ها زیر نورآفتابی که از داشتن آن محروم‌اند به مرگ میزبان ختم می‌شود و پایان داستان رقم می‌خورد.

#پرونده #نقد_فیلم

@Koubeh

Comments

Be the first to add a comment