⚠️منافع يك رژيم و منافع يك كشور
🔅📍امروز از تلویزیون شنیدم که «رژیم آمریکا در آستانهٔ سقوط قرار گرفته». دیدم که این کلمهٔ «رژیم آمریکا» چقدر برایم عجیب و نامأنوس است و از خودم پرسیدم چرا؟ ماحصل این پرسش و پاسخ درونی را با شما در میان میگذارم:
ما هیچوقت یک دولت برآمده از انتخابات آزاد را که برای یک دورهٔ معلوم و مشخص از طرف اکثریت مردم برای ادارهٔ مملکت انتخاب شده «رژیم» نمینامیم.ر ژیم به حکومتی اطلاق میشود که غیردموکراتیک است، تک صدایی است، مشروعیت مردمی ندارد، اولیگارشیک و نظارتناپذیر است و عمرش جاودان. مثل رژیم کرهٔ شمالی که عملاً یک خانواده دهههاست بر یک کشور مشغول حکومت کردن هستند.
▪️البته آنهایی که جزئی از رژیم هستند، اگر باهوش باشند، همواره می کوشند که رژیم شان را معادل با «کشور» جلوه بدهند؛ اما رژیم و کشور دو تا چیز کاملاً متضاد یکدیگرند. منافع رژیم یک چیز است و منافع کشور یک چیز دیگر. مثالی برنم: منافع رژیم کرهٔ شمالی یعنی منافع خاندان کیم، یعنی تداوم حکمرانی کیم جونگ اون و جمع محدود نوچهها و کارگزارانش. درحالیکه منافع مردم کرهٔ شمالی در گروی پایان یافتن دورهٔ حکمرانی این خاندان و در نتیجه پایان یافتن انزوای کشور، احیای اقتصاد، رفع فقر، و احیای ارزشهای عام انسانی است. پس میبینید که منافع رژیم کاملاً متضاد با منافع ملی است.
برگردم به ابتدای مطلب.
🔻در کشورهای دموکراتیک هیچ «رژیمی» وجود ندارد چون مرز روشنی بین حاکمان و اکثریت مردم وجود ندارد. در همین آمریکا مردم میتوانند آزادانه تمامی ارکان حکومتیشان را، از رئیسجمهور تا قانونگذار و شهردار و رئیس پلیس را خودشان انتخاب کنند. گردش قدرت در جامعه وجود دارد و هیچ حاکم مادامالعمری وجود ندارد؛ پس عملاً هیچ رژیمی در کار نیست که با تظاهرات عمومی بتوان آن را برانداخت و بر عکس در کشورهای غیردموکراتیکی مثل کرهٔ شمالی، حاکمان غیرانتخابی، عملاً دور خودشان یک خط پر رنگ کشیدهاند و خود را از بقیهٔ مردم متمایز کردهاند و مدام در حال تقویت جایگاه انحصاریشان و تداوم حکومتشان هستند و در نتیجه باید هم که از اعتراضهای عمومی بترسند زیرا آنها یک «رژیم» هستند، یک هدف هستند، یک سیبل مشخص برای ساقط شدن.
✍🏼بيژن اشتری
@cafe_andoshe95