.
وزارت ارشاد جمهوری اسلامی از جمعآوری واژگان و عبارات ابداعی علی خامنهای خبر داده است. در ایران فرهنگستان زبان و ادب فارسی مرجع واژهگزینی است. این نهاد در ادامه ماموریت «فرهنگستان ایران» ایجاد شد که در سال ۱۳۱۴ به فرمان رضا شاه پهلوی برای اصلاح زبان و خط فارسی تاسیس شده بود.
@SepehrAzadi
كسي كه مهره ي اصلي پشت پرده ي انگليس در تغيير سلطنت از قاجار به پهلوي و نيز در انتقال قدرت از رضاشاه به فرزندش محمدرضا بود. كسي كه هم در آغاز سلطنت رضا شاه و هم در زمان پايان سلطنت وي، نخست وزير ايران بود!
اما جاي شگفتي نيست كه چرا كسي در ايران هنوز به خود اجازه ي تحقيق و بررسي همه جانبه در خصوص عملكرد اين مهره هاي فاسد ، بدنام و وابسته در ايجاد ناسيوناليسم ايراني- چيزي كه امام راحل و مقام معظم رهبري نيز بارها بر خطرناك بودن آن تاكيد فرموده اند- از طريق ايجاد بنگاههاي گسترش زبان فارسي ( بخوانيد تحديد و حذف تدريجي ساير زبانها)، ايجاد حس برتر بيني در متكلمين به يك زبان خاص در كشور و ايجاد حس حقارت و اليناسيون در بين متكلمين به ساير زبانها( بويژه زبان تركي كه هدف اصلي در اين برنامه بوده است) و بموازات آن توجيه و اعمال انديشه ي توسعه ي نامتوازن اقتصادي بين مناطق بصورت غير رسمي و اعلام نشده( بطوريكه موجب مهاجرفرستي مناطق غير فارس نشين بدليل عدم برابري فرصتهاي شغلي در مناطق مختلف كشور طي 60 سال اخير شده است) را نداده است؛ چرا كه پاسخ روشن است. ديدگاه قومگرايانه و توجيه گر وضع موجود متاسفانه پس از انقلاب شكوهمند اسلامي ( شايد با يك دهه دوره ي فترت) مجددا در پوشش و لعابي جديد قدرت گرفته است.به نحوي كه "فرهنگستان ايران " تاسيس شده در 1314 ، در دور جديد گشايشش در سال 1369 اينبار مجددا لكن با نامي قومگرايانه تر فعاليتهاي به ظاهر فرهنگي و علمي خود را از سر گرفت. نام جديد فرهنگستان نه همچون سابق با اشاره به نام "ايران" ( كه لااقل در ظاهر تمامي فرهنگها و زبانهاي ايران را محترم ميداشت) بلكه صرفا با نام يك زبان مسلط و رسمي شده ! شروع بكار كرد: " فرهنگستان زبان و ادب فارسي!"
اما مسئولين دلسوز نظام و هر آنكس كه دلش براي اين مملكت ميسوزد و ميتپد و نيز هر انساني كه بينش انساني را مقدم بر تمام مصلحتها و سياستها ميداند، بايستي عنايت داشته باشند كه در عصر حاضر كه عصر انفجار اطلاعات و عصر ارتباطاتش ناميده اند، ديگر امكان حذف يك زبان ( بويژه زباني چون تركي كه حدود 40 درصد مردم ايران به آن تكلم ميكنند ) وجود ندارد و ادامه ي سياست انكار تنها به گسترش روزافزون حركتهاي ضد مركزگرايي فعلي خواهد انجاميد. گزارشهاي احتمالي واصله مبني بر گرايش روزافزون تركان به صحبت كردن به زبان فارسي نبايد ما را بفريبد. حتي بسياري از جوانان ترك كه از كودكي خانواده هايشان صرفا به زبان فارسي با آنان صحبت كرده بودند، اكنون به مدافعين سرسخت زبان تركي تبديل شده اند و چه بسا تنفر از زبان فارسي به يكي از پارادايمهاي آنان تبديل شده است؛ پديده اي كه ما دوست داريم با انگ "پان تركيسم" آنرا محكوم و مطرود معرفي كنيم. اما حقيقت اين است كه ما خود در انگيزش و هدايت ناخواسته ي نسل جديد تركان به سوي راديكاليسم قومي بيشترين سهم و تقصير را داشته ايم.
احترام به حقوق اوليه فرهنگي اقوام ( بويژه حق آموزش به زبان مادري ) با توجه به در اقليت بودن حاميان تجزيه و مدافعان استقلال طلبي در ميان اقوام، بهترين گزينه ي پيش رو براي مواجهه منطقي با مساله ي قومي در ايران است، بشرطيكه قومگرايان فارس محور كه اغلب با پوشش و لعاب اسلام در بدنه ي حاكميت نفوذ كرده اند، با توجيهات تكراري و نخ نما شده ي خود اجازه دهند!
شايد هميشه براي آغاز منشي جديد ، آنگونه كه پنداشته ميشود، فرصت زيادي نباشد... . بگذار بينشي انساني را در مواجهه با پديده اي انساني تجربه كنيم ، نه بسيار، فقط كمي انساني تر
امثال تو مایه شرم وننگ هستند نوبخت،
😂😂😂😂😂
مانند
دوژمن مژهد ژهادت دوژواری مژکل
اژتباه مژتبی مژتهد و ....