✅ واژۀ «سوگیری» عموماً در گفتوگوها به معنای قضاوتهای غلط و تصمیمات ناخوشایند به کار میرود. این واژه را وقتی استفاده میکنیم که تبعیضی در کار باشد، مثل سوگیری علیه زنان. اما معنای این واژه گستردهتر از این است: سوگیری عبارت است از هر خطای پیشبینیپذیری که قضاوتتان را به سمتوسوی خاصی متمایل میسازد. مثلاً وقتی پیشبینیهای فروش مدام خوشبینانه باشند یا تصمیمات سرمایهگذاری بیشازحد محتاطانه، میتوانیم بگوییم پای سوگیری در میان است. □جامعه توجه زیادی خرج مشکل سوگیری کرده و البته بیراه هم نیست. اما وقتی بحث قضاوتهای غلط یا تصمیمهای ناخوشایند به میان میآید، نوع دیگری از خطا نیز مطرح است که توجه خیلی کمتری به آن معطوف می شود: "نویز".
●برای مشاهدۀ تفاوت میان سوگیری و نویز، ترازوی خانهتان را در نظر بگیرید. اگر متوسط اعدادی که نشان میدهد زیادی بالا (یا پایین) باشد، ترازو سوگیری دارد. اگر چند بار پشتسر هم روی آن بروید و هر بار عدد متفاوتی را نشان دهد، نویز دارد (ترازوهای ارزان احتمالاً هم سوگیر باشند و هم نویزدار). میتوان گفت سوگیری میانگین خطاهاست و نویز دامنۀ تغییراتشان.
○نویز، با آنکه عاملی است عمدتاً مغفول، اما از منابع اصلی سوءعملکرد در جامعه به شمار میآید. مثلاً در پژوهشی در سال ۱۹۸۱ از ۲۰۸ قاضی فدرال خواستند برای شانزده پروندۀ مشابه حکمی مناسب صادر کنند. پروندهها با ویژگیهای تخلف (دزدی یا شیادی، با خشونت یا بدون خشونت) و متهم (جوان یا پیر، سابقهدار یا فاقد سوءسابقه، شریکجرم یا مجرم اصلی) توصیف شدند. شاید تصور کنید که حکم قضات در چنین مواردی تا حد زیادی شباهت داشته، چون هیچ اطلاعات انحرافیای در میان نبوده و فقط اطلاعات مرتبط را در دسترس داشتهاند.
■اما قضات نظر یکسانی نداشتند. میانگین تفاوت حکمِ دو قاضیِ تصادفاً انتخابشده برای جرمی مشابه بیش از ۳.۵ سال بود. با توجه به اینکه میانگین کل حکمها هفت سال بود، این سهونیم سال اختلاف واقعاً حجمی نگرانکننده از نویز است.
□نویز در دادگاههای واقعی قطعاً بدتر است، چون پروندههای واقعی پیچیدهترند و قضاوتشان نسبت به پروندههای آزمایشی دشوارتر. سخت میتوان از این نتیجهگیری پرهیز کرد: صدور حکم تاحدی مثل قرعهکشی است، چون مجازات ممکن است بسته به قاضیِ گماشته برای پرونده و حالواحوال آن روزش متغیر باشد و حکم تا حد چند سال مجازات را تغییر دهد. نظام قضایی به شکلی ناپذیرفتنی نویزدار است.
●نظام نویزدار دیگری را، این بار در بخش خصوصی، در نظر بگیرید. در سال ۲۰۱۵، پژوهشی دربارۀ بیمهگرها در یک شرکت بزرگ بیمهای انجام دادیم. به ۴۸ بیمهگر، خلاصههایی واقعگرایانه از خطراتی نشان دادند و آنها نیز ارزشگذاریشان کردند، درست نظیر آنچه در کار واقعیشان انجام میدادند. به نظرتان اختلاف ارزشهایی که دو بیمهگر کارکشته برای خطر مشابه در نظر گرفتند چقدر است؟ مدیران شرکت بیمه گفتند انتظار اختلافی ۱۰ درصدی دارند. اما تفاوتی معمول که ما میان دو بیمهگر یافتیم، در کمال شگفتی، ۵۵ درصد از متوسط ارزش بود، یعنی بیش از پنج برابر بیشتر از آنچه مدیران انتظار داشتند.
○بسیاری از پژوهشهای دیگر نیز حاکی از وجود نویز در قضاوتهای حرفهای است. پرتوشناسها در خوانش تصاویر و متخصصان قلب در تصمیمات مربوط به جراحی اختلاف نظر دارند. وجود نویز در پیشبینیهای اقتصادی شهرۀ خاص و عام است. گاهی کارشناسانِ اثر انگشت دربارۀ وجود «همخوانی» اختلافنظر دارند. هر جا قضاوتی هست، نویز هم هست، بیش از آنچه خیال میکنید.
■نویز هم، مانند سوگیری، به خطا میانجامد، اما این دو خطا جدا و مستقل از هماند. اگر بعضی مسئولانِ استخدام در شرکتی خواهان استخدام مردان و برخی دیگر خواهان استخدام بانوان باشند، تصمیمات استخدامی این شرکت ممکن است بدون سوگیری باشد، اما نویز خواهد داشت و تصمیمات بد زیادی پیش خواهد آمد. همینطور، اگر یک سیاست بیمهای بیش از حد گران و دیگری بیش از حد ارزان باشد (و تفاوت آنها از ارزش واقعی به یک اندازه باشد)، شرکت دو بار اشتباه کرده است، گرچه در کل سوگیری وجود ندارد.
□نویز از کجا ناشی میشود؟ بنا به شواهد زیادی، شرایط نامربوط ممکن است بر قضاوتها تأثیر بگذارند. مثلاً در صدور حکم کیفری، حال قاضی، میزان خستگی و حتی آبوهوا همگی اثری جزئی ولی محسوس بر تصمیمات دارند.
●منبع دیگر نویز این است که مردم معمولاً گرایشهای کلی متفاوتی دارند. شدت حکمهای صادره از قضاتِ مختلف غالباً تفاوت دارد: بعضی قاضیها «اهل اعدام» هستند و برخی آسانگیر.