◾️رتبهبندیِ چیزی که قابل رتبهبندی نیست
◾️ستگادین ۶ اسفند ۱۳۹۹
اندازهگیریِ وزن، کار مفیدی است. ۱۰ کیلوگرم، دوبرابر ۵ کیلوگرم است.
اندازهگیریِ چیزها و سپس رتبهبندی آنها، بطور موثری ما را قادر میسازد تا انتخابهای بهتری انجام دهیم و کاراییمان افزایش یابد.
گاهی در گیرودار اِستانداردکردن و نظمدهی به یک دنیای پیچیده، شروع به اندازهگیری چیزهایی میکنیم که براحتی اندازه گرفته نمیشوند و سپس، چون آنها را اندازهگیری کردهایم، با شدت و حدت، رتبهبندیشان هم میکنیم.
هوش، براحتی قابل اندازهگیری نیست. زیبایی، خوبی یا موفقیت هم همینطور. مخصوصاً شادی.
رتبهی خوب در کنکور، خواهناخواه، سطح خوب شما را در آن رتبهبندی نشان میدهد. فقط همین. ماندهی حساب بانکی(bank balance)، مقدار پولی که در حسابتان دارید را اندازه میگیرد. همین و بس.
ما بخاطر دشواریهایی که سیستم در اندازهگیری چیزهای غیرقابل اندازگیری با آنها روبروست، برای خودمان، نمایندههایی(proxy) خلق میکنیم. ما چیزهایی مثل محبوبیت عمومی را نماینده قرار میدهیم تا تشخیص دهد که آیا فلان کارِ خلاقانهی انسانی، ارزشمند است یا نه.
این روش رتبهبندی، برای پردازش کالاها ساخته شده است ولی به طرز غیرقابل کنترلی، درحال اجرا بر روی انسانهاست.
یک رتبهی دقیق، شمارهای بیش نیست. جایگزینیغیردقیق و بینهایت بدردنخور. اینجور نمایندهها توسط سیستمی ساختهشده، رواجیافته و مورد اعتماد قرار میگیرند که شهوتِ یقین و نظم(certainty & order) دارد.
شاید فهمیدنِ فریبی که در پشت این نمایندهها قرار دارد به ما کمک کند تا از پذیرش آنها پا پس بکشیم و بجای آن نمایندهها به چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند توجه کنیم.
.