چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
...
حدود دو ماه پیش بود. یک روز تا ظهر درگیر چالشی سخت شده بودم و حس بسیار ناخوشایندی را تجربه می‌کردم. ذهنم به شدت درگیر اتفاق‌های پیش آمده شده بود و حس کردم انرژی کافی برای ادامه آن روز را ندارم.
اما در ادامه ورق برگشت.
بعدازظهرش یک کارگاه آموزشی داشتم و برای غروب هم یک جلسه کوچینگ را برنامه‌ریزی کرده بودم.

بعد از اینکه کلاس عصر تمام شد حس کردم چقدر سرحال‌تر شده‌ام و در نهایت پس از پایان جلسه کوچینگ، آن شب خودم را بسیار پرانرژی‌تر از ظهر یافتم و گویی همه آن درگیری‌های ذهنی کنار رفته بود.

در سالهای گذشته این تجربه برایم بارها و بارها تکرار شده است. تجربه غرق شدن در کارم (به خصوص هنگام برگزاری کارگاه‌های آموزشی و جلسه‌های کوچینگ)، ناخودآگاه لذت بردن از آن و رهایی از درگیری‌های ذهنی.

شما چه تجربه‌هایی از غرق شدن دارید؟
در انجام چه کارهایی حس رضایت درونی عمیقی را تجربه می‌کنید؟

#کوچینگ #تسهیلگری #توسعه_فردی #مهارت_نرم

Comments

Be the first to add a comment