✳️ سه ضلع مثلث فقر
سبد معیشت یا سبد بقا؟
✅ سیاستهای اقتصادی و اجتماعی در ایران در سالهای اخیر بهویژه در حوزه تعیین خط فقر، هدفمندی یارانهها و وضعیت معیشت طبقه کارگری، با چالشهای متعددی روبهرو بوده است.
این گزارش به بررسی انتقادی این سه محور کلیدی میپردازد و شکاف میان آمارهای رسمی، واقعیتهای اقتصادی و تاثیرات آن بر زندگی شهروندان بهویژه کارگران را تحلیل میکند.
در شرایطی که نرخ تورم به سطحی بیسابقه رسیده و قدرت خرید خانوارها بهشدت کاهش یافته، ارزیابی این سیاستها نهتنها یک ضرورت علمی که یک فوریت انسانی است.
*تعیین خطفقر؛ آمارهای متناقض و عدم شفافیت*
خط فقر بهعنوان حداقل درآمدی تعریف میشود که فرد یا خانوار برای تامین نیازهای اساسی خود(خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش) به آن نیاز دارد.
در ایران روش محاسبه و اعلام خط فقر با چندین مشکل ساختاری مواجه است.
در این راستا نخست میتوان به نبود روشی واحد و شفاف اشاره کرد که نهادهای مختلف دولتی و تحقیقاتی(مانند مرکز آمار ایران، وزارت کار و دانشگاهها) هریک با روشهای متفاوت و اغلب غیرشفاف به محاسبه خط فقر میپردازند.
این امر منجربه ارائه ارقامی کاملا متناقض میشود. برای مثال در سال۱۴۰۲، اعداد اعلامشده برای خط فقر یک خانوار چهارنفره شهری از حدود ۸میلیون تومان تا بیش از ۲۰میلیون تومان در نوسان بوده است. این اختلاف فاحش، امکان برنامهریزی دقیق و ارزیابی واقعی سیاستها را سلب میکند.
موضوع دوم اینکه عدم انطباق با تورم افسارگسیخته مشکل دیگر درباره تعیین خط فقر است....
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=573173