ناصر فکوهی استاد انسان شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت: پیش از هر چیز باید برای تاکید بگویم آشنایی من با دکتر عبدالکریمی دورادور و از راه برخی نوشتههایشان و دنبال کردن برخی از سخنرانیهایشان بوده است.
ایشان را شخصیتی جدی و کوشا و معتقد به مشرب فکریشان و به ویژه شخصیتی میبینم که شاید بتوان در زمره روشنفکران اصلاحطلب دینی قرار داد و البته استادی که به نظر من به دلیل مطالعات و اشتیاق به دانش و احساس مسئولیت ِ آگاهی رسانی به دانشجویانش مورد احترام آنها و افکار عمومی بوده و هست.
اما شکی نیست که دکتر عبدالکریمی را افزون بر این، شاید به دلیل رشته اش که بیشتر فلسفه سیاسی است، دغدغهمند موقعیت سیاسی کشور و وضعیت و جایگاه مردم در نظام و آبرویی دانست که بدون آن هیچ حاکمیتی نمیتواند به حکومت خود ادامه دهد.
از این رو تعجب نمیکردم که در سالهایی ایشان چنین با سرسختی وارد گود میشدند تا به دولتها نسبت به خطاهایشان هشدار بدهند و بحث را در چارچوبی از گله و شکایت محدود نکرده، بلکه با منطق و استدلالهای فلسفی و عقلانی، راهحل ارائه داده و راه درست ایجاد اعتماد و آرامش در اذهان عمومی را مطرح کنند.
دکتر عبدالکریمی این کار را از طریق مشارکت در برنامههای سخنرانی، نوشتن کتاب و مقاله و به ویژه پذیرش برنامههای مناظره در صداوسیما، که اغلب روشنفکران مواضع آن را جانبدارانه دانسته و در مناظرات و برنامههایش شرکت نمیکنند، انجام میداد و تلاش خود را برای قانع کردن طرف مقابل و در حقیقت مخاطبان صدا و سیما انجام میداد تا نشان دهد هرچند ممکن است به نظر برسد دولتها هدف خود را اشتباه گرفتهاند، اما بیشتر از هدف، اشتباه در شیوهها، مسیرها و روشهایی است که برای این کار انتخاب کردهاند و به خصوص تاکید کند اشتباه قابل اصلاح است.
در حقیقت باید با صراحت بگویم که خبر اخراج ایشان - آن هم به جرم مضحک «دفاع از رژیم سلطنتی» - به نظرم بدترین تصمیم ممکن در بدترین زمان ممکن بود، نه به این معنا که برای یک کار خطا، زمان «خوبی» هم وجود داشته باشد، بلکه به این معنا که این گونه تصمیمگیریهای شتابزده که هر کدام از آنها به اندازه صدها صفحه نوشته و صدها برنامه تلویزیونی و رسانهای به یک حاکمیت ضربه میزنند، آنهم در شرایطی که جان مردم از گرانی و بیماری کرونا و سایر مشکلات و معضلات ناشی از بیکفایتی مسئولان به لب رسیده است، خواهی نخواهی هر شنوندهای را به این فکر میاندازد که شاید ارادهای در کار باشد که وضعیت و فشار را بر همه مردم بیشتر کرده و نارضایتسازی سیستماتیک انجام دهد.