✳️ داستان جراحی اقتصادی لهستان؛ راز پایان تورم ۶۰۰ درصدی
✅ در پایان دهه 80 و از پس ابرتورمی بزرگ، لهستان با «شوک درمانی» توانست اقتصاد خود را احیا کند.
دولت لهستان به اقتصاد دستوری پایان داد، قیمتگذاری دولتی را کنار گذاشت و دست از حمایت از صنایع و شرکتهای زیانده برداشت.
حدود 5 سال پس از جراحی اقتصادی، نرخ تورم لهستان از 567 درصد به حدود 27 درصد سقوط کرد.
در 30 سال گذشته لهستان به موفقترین اقتصاد اروپا بدل شد و تولید ناخالص سرانه اقتصاد لهستان پس از شوک درمانی تا به امروز بیش از 10 برابر بیشتر شده است.
دهه 80 میلادی برای مردم لهستان دههای تلخ و پرمشقت بود؛ دههای که صفهای طولانی برای خرید مایحتاج روزانه، خاموشیهای پیدرپی برق و قطعیهای آب، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده بود.
اما همه این دشواریها در برابر تورم سرسامآور آن سالها که به رقم حیرتانگیز 567 درصد رسید و قدرت خرید مردم را تقریبا نابود کرد رنگ میباخت.
اقتصاد سوسیالیستی لهستان که سالها با یارانهها و دخالت مستقیم دولت سرپا مانده بود دیگر رمقی برای ادامه نداشت و این کشور در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته بود.
اما پرسش اصلی اینجاست چگونه اقتصادی که در آستانه فروپاشی بود توانست ورق را برگرداند و در کمتر از نیم قرن به یکی از قدرتهای نوظهور و تأثیرگذار اروپا بدل شود؟
پس از سقوط کمونیسم در پایان دهه 80، لهستان رشد اقتصادی پایداری را پشت سر گذاشته و موفقترین اقتصاد اروپا است...
...
*اقتصاد ایران در آینه لهستان*
ایران امروز در بسیاری از چالشهای اقتصادی، شبیه لهستان دهه ۹۰ است؛ تورم مزمن نزدیک 50 درصدی، کاهش ارزش پول ملی، شرکتهای دولتی زیاندهی که با بودجه عمومی زندهاند و بدنهای متورم از کارمندان دولتی غیرمولد.
درست همانطور که لهستان قبل از اصلاحات گرفتار یارانههای بیپایان و اقتصاد دولتی ناکارآمد بود ایران هم با حمایتهای پرهزینه از خودروسازها و بانکهای زیانده باعث قرارگیری اقتصاد ایران در چرخهای فرسایشی خواهد بود.
نتیجه اقتصادی است که بیش از حد به دولت وابسته است و فرصت نفسکشیدن را از بخش خصوصی گرفته است.
تجربه لهستان نشان میدهد راه برونرفت از چنین بحرانهایی اصلاحات سخت اما بنیادین است. از استقلال بانک مرکزی و مهار رشد نقدینگی گرفته تا کوچکسازی دولت و کنار گذاشتن شرکتهای زیانده.
این مسیر هرچند پرهزینه است و فشار اجتماعی کوتاهمدتی به همراه دارد اما در نهایت ثبات و رشد اقتصادی را به همراه میآورد. اکنون که ایران زیر فشار تحریمهای شدید اروپا و آمریکا قرار دارد و مکانیسم ماشه نیز فعال شده، شرایط اقتصادی کشور بیش از هر زمان دیگری شکننده است.
این فشارها نه تنها راههای تأمین مالی و جذب سرمایهگذاری خارجی را بسته بلکه هزینه تجارت و مبادلات عادی را هم به شکل چشمگیری افزایش داده است.
در چنین فضایی ادامه سیاستهای حمایتی و اتکا به درآمدهای نفتی بیشتر شبیه مسکن موقت است تا راهحل واقعی. درست به همین دلیل، ضرورت اصلاحات بنیادین از مهار تورم و کنترل نقدینگی گرفته تا کوچکسازی دولت و آزادسازی اقتصادامروز به یک انتخاب سخت اما اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
آیا ایران میتواند در میانه فشار تحریمها و محدودیتهای بینالمللی، جراحی اقتصادی را آغاز کند؟ و اگر چنین اصلاحاتی آغاز شود، جامعه و حاکمیت توان تحمل هزینههای کوتاهمدت آن را خواهند داشت؟
ادامه مطلب؛
https://ecoiran.com/fa/tiny/news-107143