در تاریکخانه زندانهای جمهوری اسلامی نور تابیده. هکرهای گروهی به نام" عدل عدالت علی" نمیدانم به کجا وصلند اما هر که هستند مرحبا. زیر این پرده ها لجن خوابیده و متعفنترین جایش زندانها هستند. از الف تا ی سلولهای انفرادی نقض حقوق انسان است. جایی که نه انسانی به رسمیت شناخته شده نه حقوقی. صدای زندانی سیاسی بلند است. در رسانه ها نامی و نوایی دارد. اما مردم عادی چه؟
نمیخواهم رفع مسئولیت فردی از کسانی کنم که جرم کردهاند اما این همان انقلابی نبود که قرار بود زندانها را دانشگاه کند؟ مرحوم علیزاده رییس وقت دادگستری سفری به سوئیس داشت. تقاضای بازدید از یک محاکمه را کرده بود. به او گفتند آقا ما این روزها نه مجرمی داریم نه محاکمهای. بنده خدا فکر کرده بود همه جا لجن است. بعد گفت من سوئیس را دیدم خجالت کشیدم که در اوین زندان ام القرای جهان اسلام بیست و شش هزار و در پایتخت سوئیس چند ده نفر زندانی است
از تهران به شهرستانها برویم جهنم زندانها بدتر میشود. در این سالها روایت از زندانهای جهنمی کم نبوده اما تلخی ماجرا اینجاست مسئولان قضایی و انتظامی در جمهوری اسلامی گمان میکنند زندانی اسیر است. هر ستمی را بر آنها روا میدارند. بگذریم از انواع بحرانهایی که در زندان تداوم مییابد. اندرزگاههای جمهوری اسلامی امتداد بحرانهای جامعه است. عجیب است؟ نه. در نظامی که حقوق بشر را سیستماتیک نقض کند و ولایت فقیهی که انسان را صغیر و مستوجب هدایت بداند، قدرت مطلقه غیر پاسخگویی که برای انتصاب قاضی القضاتها به هیچ شهروندی پاسخگو نیست، قوه قضاییهای که دادستانش روزی لاجوردی قصاب و روزی مرتضوی قصاب بوده این زندانها عجیب نیست.
پردهها کنار رفتهاند و لجن انباشته شده نمایان شده. مردم متعجبند؟ بعید میدانم. ما با خشونت ساختاری و سیستماتیک بزرگ شدهایم. قربانی خشونتیم. در زندان این خشونت عریانتر است. روسای قوه قضاییه به جای جرم زدایی بازوی سیاسی قدرت مطلقه برای سرکوب بودهاند. اگر این لجنزار نبود جای تعجب داشت. رییس سازمان زندانها عذرخواهی کرده. یکی از مخاطبان عذرخواهیاش رهبری است!! گویی همه ما به ایشان بدهکاریم. همه باید از ایشان که قدرت مطلقه کشور و مجهز به دولتی در بیت، نیروهای مسلح، قوه قضاییه و کارتلهای اقتصادی است عذرخواهی کنیم. از اینکه زندانهایمان آباد شده و صد به صد روزانه جان میدهیم باید عذرخواهی کنیم. از انباشت لجن زیر پوست شهر عذرخواهی کنیم.