🔴جدال بهمن جادویه و ابوعبیده ثقفی(پدر مختار ثقفی) در نبرد پل
🔹آن زمان که عمر ابن خطاب، خلیفه دوم مسلمین بر منبر رفت و گفت چه کسی با لشگرکشی به ایران موافق است، سکوت در میان مسلمین تازی حکم فرما شد. سکوتی همراه با ترس از شکوه و عظمت ایران زمین.
🔹در این میان ابوعبیده ثقفی (پدر مختار ثقفی) برخاست و گفت: «من اولین کسی خواهم بود که پای در این راه می گذارم، با من همراه شوید که در آن جز رضایت الله و رسولش و غنیمت بسیار برای مسلمین چیزی نیست.» در نبرد پل، بهمن جادویه و سپاهیان ایرانی در آن سوی پل، آماده نبرد بودند و هیچ مسلمانی جرأت حمله و عبور از پل را نداشت.
🔹 ابوعبیده ثقفی با چند نفر از مسلمین از پل گذشتند. در این هنگام یکی از فیل های سپاه ایران، ابوعبیده ثقفی را با خرطوم می گیرد و در زیر پایش می افکند و می کوبد و مسلمانان از ترس پراکنده می شوند.
📚 منابع:
📓تاریخ طبری
📓تاریخ ابن اثیر
@PN_KFP
پس از چیره گی تازیان:
تبه گردد آن رنجهای دراز
نشیبی دراز است پیش فراز
برنجد یکی دیگری برخورد
به داد و به دانش کسی ننگرد
زِ پیمان بگردند و از راستی
گرامی شود کژی و کاستی
نهان بهتر از آشکارا شود
دل مردمان سنگ خارا شود
نژادی پدید آید اندر میان
نه ترک و نه دهقان نه تازی بُود
سخنها به کردار بازی بُود
....
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم