☘️ملاحظاتی انتقادی نسبت به نقد خانم شیرین کریمی به دکتر آرش نراقی
✍️ علیرضا موثق | پنجم مهر ماه ۱۳۹۹
دکتر آرش نراقی در یادداشت خود (
اینجا) که خانم کریمی نقدش کرده است (
اینجا)، به چند موضوع پرداخته است؛ از جمله:
اول) نقد فرهنگ مردسالار و لزوم مشارکت فعال زنان در کنار مردان در جهتِ نقد و تصحیح اش.
دوم) این قضیه که برخی از زنان در بسطِ فرهنگ مردسالار نقش دارند.
سوم) این موضوع که کثیری از مردان نیز در ذیلِ سیطره-ی این فرهنگ رنج می کشند و آسیب می بینند.
چهارم) نقد اخلاقی نسبت به فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان و به طور کلی، نسبت به روابط فرا-زناشویی توام با خیانت به همسر توسط زنان و مردانِ متاهل و به تبع، نقضِ حقوقِ همسرانشان (شخص ثالث) و مآلاً مخالفت با این امر که روابطِ اخلاقی و مطلوب در این حوزه برای مردان و زنانِ متاهل، صرفاً متکی به رضایت طرفین نمی تواند باشد و حقوق شخص ثالث (یعنی همسر زن و یا مرد متاهل) نیز باید لحاظ شود.
پنجم) نقد به برخی از زنان که مردها را《شوهر بالقوه و طعمه》می بینند و توانِ《نه》شنیدن از مردِ سوژه در موردِ درخواستِ ازدواج را ندارند و پس از مخالفتِ طرف مقابل، به تحقیر و خشونت و پرخاش متوسل می شوند و بر می آشوبند و یا《برخی》از زنان، جنبش دفاع از برابریِ حقوقی زنان با مردان را به جنبشِ《بیزاری از مردان》تبدیل می کنند که گزاره ای مطابق با واقع است. بر سخن دکتر نراقی می افزایم که برخی از بانوان، دفاع از حقوق زنان را به مثابه-ی تلاش برایِ تبدیلِ تمام عیارِ《زن به مرد》تعبیر و تلقی می کنند.
ششم) مناقشه در صلاحیتِ اخلاقیِ فروغ فرخزاد در رهبر و لیدر و مراد و یا الگو و سرمشقِ فیمنیست ها شدن و این مدعا که او برخی از روابطِ جنسیِ مدنظرِ دکتر نراقی را با ابزار-انگاریِ اقتصادی و برای اهدافی چون منافعِ مادی و شغلی و صنفی ایجاد کرده است.
◾️حال در خصوصِ تک تک این موارد و مدعیات، می توان له یا علیه متن، استدلال کرد؛ از جمله راجع به مقوله-ی صلاحیت و به بیانِ دیگر، سطحِ《اخلاقی و یا سلامتِ روانی و یا علمی و تئوریک و ادبیِ》فروغ فرخزاد.
منتها خانم شیرین کریمی، تصریحِ دکتر آرش نراقی به این امر که《برخی》از زنان و فمینیست ها به آسیب های مدنظرش دچارند و مردها را《شوهر بالقوه》می بینند و در مقابلِ پاسخِ منفی شنیدن، رفتار مناسبی ندارند را گویا تعمیم داده به تمام زنان و یا به تمام فعالان در حوزه-ی حقوق زنان و به تمام فمینیستها؛ در صورتی که دکتر نراقی به صراحت از قید《برخی از زنان》استفاده کرده و نیز مدعی نشده این نقد و نقص، نسبت به برخی از مردان وارد نیست و از نقدِ فرهنگ مردسالار، ابا نداشته است (از جمله در این مورد که زن را ابژه-ی جنسی یا همسر بالقوه دیدن و بعد، توانِ نه شنیدن نداشتن و به خشونت متوسل شدن).
ضمن اینکه هیچ اشکالی ندارد تا دکتر نراقی در قسمتی از متن خویش، حتی دلخوریِ شخصیاش را نسبت به برخی از زنان بیان کند و پای برخی از تجربه هایِ زیستهاش را به میان بکشد. از این امر نمیشود نتیجه گرفت که تمامیِ گزاره ها و نقدهای دکتر نراقی در متن موصوف، صرفاً معطوف به دغدغه و دردِ دلِ شخصی بوده است و دغدغه های اجتماعی، و انحراف و آسیبی که ممکن است در برخی از فعالانِ حقوق زنان ایجاد شود، در آن سهم و نقشِ اساسی و تعیین کننده نداشته است. آیا جمعِ دغدغهی شخصی و جمعی یا بهانه کردنِ یک تجربهی شخصی و مشاهداتِ میدانی برای تذکر نسبت به وجه اجتماعی و عمومی و آسیب های مربوطه اش در فرضِ《تعمیم یافتن و عدمِ نقد و تصحیحِ بهنگام》، متصور نیست؟ به علاوه، نقد انگیزه-ی بیان و یا نقدِ علل شکل-گیریِ یک سخن و گزاره-ی ناظر به واقع، منطقاً چه ربطی دارد به اثباتِ کذب و خلاف واقع بودنِ اصلِ آن سخن؟
◾️ای کاش خانم کریمی، برخی از نقدهای صحیح خود را (خصوصاً در مورد فروغ فرخزاد و اهمیت اش در حوزهی فمینیسم و جنبش دفاع از حقوق زنان)، با دقت بیشتری تقریر می کرد و به مغالطهی حملهی شخصی یا به انگیزهکاوی و تحلیل روانشناختیِ متکلم و خلط انگیزه و انگیخته و یا تحریف گزاره ها متوسل نمیشد تا نقدهای موجه، تحت الشعاعِ نقدهای ناموجه قرار نگیرد و بعد، در چنین سیاق و کانتکستی، توامان دعوت به گفتگوی همدلانه و متین و با تمرکز بر امورِ مهم تر میکرد.
ای کاش خانم کریمی، آنجا که به قول خودش، چنان از برخی سخنان دکتر آرش نراقی عصبانی شد که نزدیک بود جهتِ تسکین به ساغی و ساغر پناه برد، ابتدا به ساقی و ساغر پناه می برد تا شاید متعاقبِ فروکش کردنِ خشم و هیجانِ موصوف، متن با آرامش و دقت بیشتری تنظیم میشد و مغالطه و مبالغه و تعمیم و تحریف و بیانصافی در آن راه نمییافت و یا کمتر راه مییافت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی