📌 گزارشهای اخیر از بررسی محاصره زمینی ایران توسط آمریکا حکایت دارند که اجرای آن مستلزم همکاری همزمان یا هماهنگ همسایگان ایران برای محدودکردن تجارت زمینی است؛ در عین حال، چنین طرحی به دلیل تعدد همسایگان و منافع متعارض آنها بسیار پیچیده است.
● در نگاه اول، ایده محاصره زمینی ایران بسیار ساده به نظر میرسد: هفت همسایه ایران ـ(عراق، ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان)ـ تحت فشار قرار گیرند تا گذرگاههای زمینی خود را محدود یا مسدود کنند. اما در عمل، مسئله بسیار پیچیدهتر است.
● ایران حدود ۵۹۰۰ کیلومتر مرز زمینی دارد و این مرزها از مناطق بسیار متفاوتی عبور میکنند؛ از مرزهای نسبتاً کنترلپذیر شمالی تا مناطق کوهستانی و دشوار مرزی با ترکیه و افغانستان و مرز طولانی ایران و عراق. بنابراین "محاصره کامل" با "کاهش شدید دسترسی ایران به تجارت زمینی" دو چیز کاملاً متفاوتاند. ■📍 من چهار سناریو را از نظر احتمال و پیامد پیشبینی میکنم:درصدهایی که میدهم برآورد تحلیلی من از احتمال تحقق سناریوهاست، نه پیشبینی قطعی یا اعداد منتشرشده توسط یک نهاد اطلاعاتی. ● سناریو اول: محاصره کامل زمینی (احتمال برآوردی: ۵ تا ۱۰ درصد) در این سناریو تقریباً تمام همسایگان ایران به شکل هماهنگ گذرگاههای تجاری را میبندند یا به حداقل ممکن میرسانند. تحقق این سناریو از منظر نظری قابل تصور است، اما از نظر ژئوپلیتیکی بسیار دشوار. تمرکز آمریکا بر ایران، میدان را برای چین در آسیا باز کرده است زیرا آمریکا برای اجرای آن فقط با ایران طرف نیست؛ باید منافع ترکیه، عراق، پاکستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان و افغانستان را نیز مدیریت کند. حتی اگر واشنگتن بتواند بر برخی کشورها فشار وارد کند، همسوکردن همه آنها بسیار دشوار است.ترکیه به ویژه اهمیت دارد. مرز ایران و ترکیه یک مسیر مهم ارتباط ایران با غرب است و آنکارا نیز منافع اقتصادی، امنیتی و منطقهای مستقلی دارد. البته ترکیه عضو ناتو است، روابط پیچیدهای با آمریکا دارد و در شرایط فشار شدید واشنگتن ممکن است میان منافع اقتصادی کوتاه مدت با ایران و منافع راهبردی بزرگتر خود، دومی را انتخاب کند. عراق نیز اقتصاد و تجارت گستردهای با ایران دارد. پاکستان حتی در شرایط فشار فعلی، میتواند برای ایران به یک مسیر جایگزین تبدیل شود؛ تهران اخیراً بررسی استفاده از بنادر کراچی و گوادر برای تجارت و تأمین کالا را مطرح کرده است. البته پاکستان در یک محیط امنیتی بسیار پیچیده قرار دارد و در هفتههای اخیر نیز روابط امنیتی آن با عربستان و ترکیه عمیقتر شده است. بنابراین اگر فشار آمریکا و متحدانش افزایش یابد، اسلامآباد ممکن است به جای تبدیلشدن به «دروازه تنفس ایران»، بخشی از محدودیتها را بپذیرد. ● سناریو دوم: محاصره غربی ـ شرقی (احتمال برآوردی: ۲۰ تا ۲۵ درصد)این سناریو واقعبینانهتر است. در این سناریو لازم نیست همه مرزها بسته شوند. فشار اصلی میتواند روی عراق، ترکیه و پاکستان متمرکز شود؛ یعنی سه مسیر مهم زمینی که میتوانند نقش تنفسگاه اقتصادی ایران را ایفا کنند. اگر عراق و ترکیه محدودیتهای جدی ایجاد کنند و پاکستان نیز تجارت را کاهش دهد، ایران بخش قابل توجهی از ظرفیت مانور زمینی خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی، حتی اگر ارمنستان، آذربایجان، ترکمنستان یا افغانستان مرزهای خود را کاملاً نبندند، ظرفیت آنها برای جایگزینی مسیرهای بزرگ غرب و جنوب شرقی کافی نیست. این سناریو از نظر اقتصادی برای ایران بسیار جدیتر از حجم ظاهری تجارت است. زیرا مسئله فقط مقدار کالا نیست؛ مسئله تنوع مسیرهاست. ● سناریو سوم: محاصره نرم و شبکهای (احتمال برآوردی: ۵۵ تا ۶۵ درصد)به نظر من این محتملترین سناریو است. در این سناریو مرزها رسماًبسته نمیشوند. به جای آن، فشار روی مجموعهای از نقاط اعمال میشود: گمرک، بانک، بیمه، کامیون، شرکت حملونقل، واسطه، بندر، تأمین مالی ⚠️ نتیجه این که تجارت ایران ادامه دارد، اما گرانتر، کندتر و پرریسکتر میشود.این مدل از نظر سیاسی بسیار آسانتر از محاصره کامل است؛ زیرا هیچ کشوری مجبور نیست رسماً اعلام کند که در محاصره ایران مشارکت کرده است. برای مثال، یک کشور میتواند مرز را باز نگه دارد اما مقررات گمرکی را سختتر کند؛ شرکتهای حملونقل ممکن است از کار با ایران خودداری کنند؛ بانکها از تسویه معاملات بترسند؛ بیمهگران ریسک را بالا ببرند. در نتیجه، بدون اینکه حتی یک مرز کاملاً بسته شود، هزینه اتصال ایران به اقتصاد منطقه افزایش پیدا میکند.این دقیقاً همان چیزی است که باید از "محاصره زمینی مدرن" فهمید. هدف لزوماً بستن جاده نیست؛ افزایش اصطکاک در شبکه است.