ظریف بدون اغراق یکی از سیاه‌ترین چهره‌های دههٔ نود خورشیدی در ایران بود. یک کارگزار وفادار شر که آگاهانه و عامدانه بر ایستادن در جبههٔ شر اصرار ورزید و لشکری از شیطانک‌ها را در قفای خود بسیج کرد. شیّاد نیرنگ‌بازی که با سیاست علاجش، سال‌ها در دریایی مشحون از خون ملت ایران غوطه زد. او فقط قهرمان همان بچه‌مزلف‌هایی است که به انگلیسی دروغ گفتنش را «آبروداری» می‌خواندند. اگر نان خبرنگاران نایاکی هم به این کوتولهٔ سیاسی وابسته نبود، شاید همان‌ها هم برایش لچک به سر نمی‌کردند. گلّهٔ مریدان و مشتاقانش آنچنان در مدیحت این خدایگان دروغ و نفاق، اوج می‌گرفتند که گویی در زمان وزارتش شق‌القمر کرده بود. بزرگترین دستاورد ظریف، گنداب برجام بود که ملت ایران را در خود فرو برد و هیچ عایدی هم نداشت. ورای برجام، جز بزک استبداد با دروغ و خدعه و ارضای عقده‌های نوکیسه‌هایی که با انگلیسی حرف زدن حضرتش عنان از کف می‌دادند، خدمت قابل ذکری حتی به حکومت متبوعش هم نکرد، و چه مسلّم است که هبهٔ خزر و خلیج فارس و صدها امتیاز نهان و نمایان دیگر از هر میرزا آقاخان نوری دیگری هم بر می‌آمد. ظریف دستمالی بود که جمهوری اسلامی پس از بهره بردن از او، به قعر فاضلابش می‌فرستد. دستمالی که در تمام طول خدمتش شورمندانه کوشید تا کثافات جمهوری اسلامی پاک کند، حتی به این قیمت که شمایلش در آن کثافات ممزوج شود. رفتن ظریف پیشامدی میمون برای راست‌قامتان حریم حقیقت و اتفاقی فرخنده برای زخم‌خوردگان علاج‌هایش و واقعه‌ای نیکو برای ایران‌زمین است که از این پس از بدسگالی چنین اهرمنی در امان می‌ماند. تو را نخواهیم بخشید و بدکاری‌هایت در اذهانمان فراموخته نخواهد شد.
‏دیدار به آن روز محتوم، کوتوله!

عجیب زاده

Comments

Be the first to add a comment