برگ‌هایی از تاریخ مبارزات گاه خونبار کانون نویسندگان ایران

هشتم تیرماه سال ۱۳۶۰ کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای خطاب به «هنرمندان و اهل قلم» درباره‌ی خشونت‌طلبی‌ حاکمیت و سکوت و مماشات برخی از نویسندگان با سانسور هشدار داد. این بیانیه با اشاره به «دسته‌های سیاه زور و اختناق» به «هنرمندان و نویسندگان و اهل قلمی که به علت وابستگی یا اعتیاد ذهنی [...] یا توهمات و دل‌بستگی‌های عاطفی و عقیدتی خود [...] با سکوت در برابر جریان‌های متجاوز و اوباش بسیج‌شده‌ی قدرت [...] اصول و نوامیس حرفه‌ای خود را زیر پا نهادند [...] و با مستبدان و متجاوزان تازه‌به‌دوران‌رسیده هم‌آواز شدند» توصیه می‌کرد که در این «بزنگاه تاریخی [...] به بازسنجی کردارها و پندارهای خود برخیزیم، پرده‌‌ی کوردلی‌ها و جزم‌اندیشی‌ها را از هم بدریم [...] هیچ غازه‌ی توجیه‌گرانه‌ای نمی‌تواند چهره‌ی پلید جنایات ضدبشری و ضدمردمی را تزیین [..]. یا توجیه‌گران مماشات‌گر را در پیشگاه تاریخ و خلق تبرئه کند. فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید...»
یک دهه‌ بعد، در هشتم تیرماه ۱۳۷۸، کانون با بیانیه‌ای دیگر به وضعیت رسیدگی به پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای و «خودکشی» سعید امامی پرداخت: «... پس از مدت‌ها سکوت درباره‌ی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای، ازجمله قتل دو تن از فعالان کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح در یک مصاحبه با اعلام خبر «خودکشی» یکی از عاملان این جنایت فجیع بر دامنه‌ی ابهامات ماجرا افزود و در زمانی که مردم ایران در انتظار معرفی و مجازات عاملان و آمران این قتل‌ها بودند با مرگ مشکوک معاون سابق امنیتی وزارت اطلاعات با بن‌بست تازه‌ای روبرو شدند....»
آن‌چه در دهه‌های پس از این بیانیه‌ها بر مردم گذشت به‌روشنی نشان داد که عافیت‌جویی و مماشات با سانسور هرگز و در هیچ کجا چاره‌ساز نبوده و نیست. و این درس تاریخ را یادآور شد که توجیه سانسور و غفلت از ایستادگی برابر ستم و سرکوب و پایمال شدن حقوق مردم چگونه می‌تواند دایره‌ی انحصارطلبی و ستم‌گری و جنایتکاری را تا مرزهایی دهشت‌زا بگستراند و تحریف حقایق و نشر اخبار جعلی جان و مال مردم را نیز در امان نگذارند.

کانون نویسندگان ایران

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment