🖋 «گارسیلازو دلا وگا» از نوادگان قبیلۀ اینکاها در پرو که در قرن هفدهم، تاریخ قوم خود را نوشت، هر چه را در خصوص پدیده‌های توتمی می‌دانست، ناشی از احتیاج قبایل به متمایز شدن از یکدیگر به وسیلۀ اسامی تصور کرد. صدها سال بعد همین نظریه در کتاب «نژاد شناسی» نوشتۀ آگوستوس کین بیان شد؛ به عقیدۀ این نویسنده، منشأ و مبدأ توتم، علائم و نشان‌های مخصوص خانوادگی بوده است که با به کار بردن آن‌ها، افراد، خانواده‌ها و قبایل می‌خواسته‌اند خود را از یکدیگر متمایز سازند.
ماکس مولر نیز همین نظر را بیان کرده است. به عقیدۀ وی یک توتم عبارت است از علامت طایفه، سپس نام طایفه، سپس نام جد طایفه، و در نهایت نام چیزی است که توسط طایفه پرستیده می‌شود.

🖋 جولیوس پیکلر چنین نوشته است:
"انسان‌ها، چه برای افراد، و چه در مورد جوامع، به یک نام ثابت احتیاج داشته‌اند؛ نامی که بتواند به وسیلۀ نوشتن ماندگار شود ... به این ترتیب توتمیسم نه از نیازهای مذهبی انسان‌ها، بلکه از احتیاجات روزمرّه و عملی آن‌ها زاده شد. هستۀ توتمیسم، یعنی نامگذاری، محصول فن ابتدایی نوشتن است..."
«هربرت اسپنسر» نیز در بنیان توتمیسم، نقش اساسی را از آنِ نامگذاری می‌شناسد...
«لوریمر فیزون» بر این روش، یعنی استنتاج اسامی توتمی از نام‌های فردی، نقدی وارد کرده است که به نظر غیرقابل رد می‌آید. وی با استفاده از اطلاعاتی که راجع به استرالیا در دست است، نشان می‌دهد که توتم همیشه بر یک گروه از آدمیان دلالت می‌کند و هرگز نام یک فرد نیست ... از این گذشته، تمام نظریاتی که من در بالا در موردشان بحث کردم، به وضوح ناکافی‌اند. این نظریات ممکن است بتوانند توضیح دهند که چرا قبایل نام جانوران بر خود دارند، ولی هرگز نمی‌توانند اهمیتی را که این نامگذاری در نظر بدویان کسب کرده است، توضیح دهند.

📚 از کتاب «توتم و تابو»، نوشتۀ زیگموند فروید 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment