✳️ راهبردهای جبران عقبماندگی در صنعتیشدن دیرهنگام ✅ درسهایی از تجربه کرهجنوبی
👨🏻🎓کئون لی/سخنراني + اسلايدها
▫️ سوم آنکه میتوان هم از پنجرههای فرصت پرواز کرد و هم از آن سقوط نمود. باید ریسکهای دوگانه حرکت جهشی را مدیریت نمود. ریسک مثبت بهرهبرداری از پنجره فرصت و ریسک منفی شکست در پرش است. نردبانی وجود ندارد و برای عبور از هژمونی کشورهای پیشرفته، یک کشور در حال توسعه دو راه دارد. یا باید بالهای خود را قوی کند و توانمندیهای لازم را توسعه دهد و پرواز کند و یا سقوط کند. بر این اساس من همپایی اقتصادی را یک «هنر پارادوکسیکال» نامیدهام که با در نظر گرفتن مفاهیم «مسیرهای میانبر» و «جهش بزرگ از طریق گشوده شدن پنجرههای فرصت» فرایندی شدنی است و تجربه موفق همپایی کشورهای شرق آسیا گواهی بر آن است.
▪️اسلاید شماره ۵ ▫️ اینها پیامهای کلیدی کتاب قبلی بودند. سپس کتاب جدید من با عنوان «مسیرهای میانبر توسعه نوآوری برای اقتصادهای نوظهور» در سال ۲۰۲۴ منتشر شد.
این کتاب هم کماکان به مبحث مسیرهای میانبر میپردازد اما در آن چند مساله جدید مطرح میکنم و به ویژه به عصر انقباض پیوندهای فراملی و جهانیزدایی که اکنون در حال آشکار شدن است پرداختهام. اینکه چگونه باید ارتباط جهانی-ملی را مدیریت کنیم یکی از موضوعات جدید این کتاب است. در این کتاب برای نخستین بار استدلال میکنم که مسیرهای جبران عقبماندگی نه تک مسیر، بلکه چندگانه هستند.
دوم، سرمایهگذاری مستقیم خارجی کافی نیست، بلکه باید شرکتهای با مالکیت داخلی را با مدیریت ارتباط جهانی-ملی توسعه و ترویج دهیم. قطعا باید باز باشید؛ نباید بسته باشید، اما گشایش موفقیت را تضمین نمیکند؛ باید خط ارتباطی را مدیریت کنید. همچنین در باب نقش دوگانه دولت صحبت میکنم.
▪️اسلاید شماره ۶ مفتخرم که تایید «دنی رادریک» و «جوزف استیگلیتز» را در پشت جلد این کتاب دارم.
▪️اسلاید شماره ۷ ▫️ امروز زمینه اصلی سیاستگذاری جهانیزدایی است. تحولی که با بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ آغاز شد و با برگزیت، جنگ تجاری آمریکا-چین از دور اول ترامپ، سپس همهگیری کووید-۱۹ و نهایتا جنگ روسیه و اوکراین ادامه پیدا کرد. بنابراین، فکر میکنم چندین تم کلیدی در دوره این دیگلوبالیزاسیون وجود دارد، که به واسطه آنها شاهد هستیم که نقش دولتها با سیاستهای صنعتی در حال بازگشت بوده و جهانیشدن در حال محو شدن است. امروز زنجیرههای ارزش جهانی در حال تغییر و ژئوپلیتیک و فناوری، عرصههای رقابت جدید شدهاند. به برخی از اینها در کتاب پرداختهام.
▫️ نخستین پرسش اساسی روبروی اقتصادهای نوظهور (متاخر) این است که آیا باید مسیر کشورهای پیشرو دیگر را دنبال کنند یا نه؟ این اساسیترین پرسش روبروی ماست. باید دنبال کنیم، اما سرانجام باید انحراف بگیریم یا مسیر خودمان را ایجاد کنیم زیرا اگر مسیر پیشروها را دنبال کنیم، همیشه پشت آنها هستیم. این همان پارادوکس جبران عقبماندگی شماره یک است. آیا باید باز بود یا نه؟ باید باز باشیم، اما باید رابط جهانی-ملی را با چشمانداز راهبردی که داریم مدیریت کنیم. بنابراین، کسبوکار بزرگ با مالکیت داخلی ایجاد کنیم و نه فقط بنگاههای کوچک و متوسط. من بر خلاف بسیاری اعتقاد دارم که روی کسبوکار بزرگ ریسک کنید و همه تخممرغها را در سبد بنگاههای کوچک و متوسط نگذارید.
برخلاف اعتقاد بسیاری بر این نظر هستم که منابع خود را روی شرکتهای کوچک و متوسط بیش از حد صرف نکنید، روی یک یا دو شرکت چندگانه تمرکز کنید و اجازه دهید ابتدا رشد کنند، سپس این چند شرکت بزرگ توسط دیگران دنبال شوند. این همان تجربه کرهجنوبی و چین است.
▫️ در باب انتخابهای بخشی، لازم نیست تنها روی زیربخشهای ساختپایه تکیه کنید. زیربخشهای خدماتپایه مانند فناوری اطلاعات با مثال هند و زیربخشهای منبعپایه با مثال شیلی و مالزی هم مهم هستند. این مثالی از انتخابهای بخشی متنوع است. در شیلی، شراب، سالمون و میوه صادرات بسیار بیشتری نسبت به معدن مس دارند. در مالزی، به جای فقط تولید فناوری اطلاعات، موتورهای رشد واقعی اکنون محصولات روغن نخل و محصولات نفتی هستند. بنابراین، نه فقط بخشهای ساختپایه، بلکه بخشهای دیگر نیز میتوانند منبع رشد باشند. كانال قواعدبازی