جان لاک، از پدران لیبرالیسم، در رسالهی خود درباب حکومت، میگوید کسی که انسان دیگری را بخواهد در خدمتِ قدرت مطلق خویش درآورد، خود را در «وضعیت جنگ» با او قرار داده است؛ به تعبیر دیگر، به او اعلان جنگ کرده است. استدلال لاک این است: کسی که قدرت مطلقاش را بر من اعمال میکند، هرگونه که بخواهد میتواند مرا استثمار نماید و از من بهرهکشی کند و هر زمان که میل او بگوید و هوس کند، قادر است که مرا نابود کند و زندگیام را تباه سازد. سلطهاش اجازهی تجاوز میدهد. چون من در حیطهی قدرت مطلق کسی قرار نمیگیرم مگر اینکه او، بیرضایتام، آزادیام را بگیرد و من را بردهی خودش کند. لاک میگوید که من باید برای بقا، خود را از سلطهی او رها سازم و حکم عقل این است که کسی را که میخواهد آزادی من را، که حافظ بقای من است، بگیرد «دشمن» خود بدانم. چون «آزادی بنیان و اساس
یادداش خواندی رضا زمان را در Instant View بخوایند
https://telegra.ph/State-of-war-john-locke-09-02جان آگه با #فرهیختگان